تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
هامش
- فرمود : « مورچه بود در زمان سليمان . » وسؤال كرد از أول كسى كه مأمور شد به ختنه كردن . فرمود : « إبراهيم بود . » وسؤال كرد از أول كسى كه از زنان أو را ختنه كردند . فرمود : « هاجر مادر إسماعيل بود كه ساره أو را ختنه كرد ، تا از اين كه از عهدهء قسمش بيرون آيد ؛ چه قسم خورده بود كه أو را عيبناك كند . » وسؤال كرد از أول كسى كه دامن خود را بر زمين كشانيد . فرمود : « هاجر بود ، هنگامى كه فرار كرد از دست ساره . » وسؤال كرد از أول مردى كه دامن خود را كشانيد . فرمود : « قارون بود . » ( مترجم گويد كه عبارت حديث اين است : وسأله أوّل امرأة جرّت ذيلها ؟ فقال : هاجر ، لمّا هربت من سارة ، وسأله عن أوّل مَنْ جرّ ذيله من الرِّجال ؟ قال : قارون . وبرخى گفته‌اند كه مراد به جر ذيل دامن كشيدن نيست ؛ چه اين سؤالي است بي معنى . بلكه مراد قرار دادن ابريشم است وغير آن در حاشيهء جامه وغير آن از براي زينت ودور نيست كه مراد اين باشد . ) وسؤال كرد از أول كسى كه نعلين پوشيد . فرمود : « إبراهيم عليه السلام بود . » وسؤال كرد از گرامىترين ناس از حيثيت نسب . فرمود : « صديق اللَّه يوسف بن يعقوب إسرائيل اللَّه بن إسحاق ذبيح اللَّه بن إبراهيم خليل اللَّه عليهم السلام بود . » ( مترجم گويد : شايد مراد از ناس ، پادشاهان مصر باشند ، أو لا برادران ، أو لا أقل مثل أو بودند در نسب ، علاوة بر اين كه كساني كه بهتر از أو هستند در نسب ، بسيارند . ) وسؤال كرد از آن شش پيغمبرى كه از براي هر يك از آن‌ها دو اسم است . فرمود : « يوشع بن نون كه أو را ذا الكفل نيز مىگفتند ، ويعقوب كه أو را إسرائيل نيز مىگفتند ، وخضر كه أو را جدتها مىگفتند ، ويونس كه أو را ذو النون نيز مىگفتند ، وعيسى كه أو را مسيح نيز مىگفتند ، ومحمد صلى الله عليه وآله كه أو را احمد نيز مىگفتند . » وسؤال كرد كه : « آن چيست كه نفس مىكشد وحال اين كه نه گوشت دارد ونه خون ؟ » فرمود : « صبح است ، چنانچه خداوند فرموده است : « والصّبح إذا تنفّس » . » وپرسيد كه : « آن پنج پيغمبر كه به عربى تكلم كردند ، كيانند ؟ » فرمود : « هود وشعيب وصالح وإسماعيل ومحمد صلى الله عليه وآله بودند . » -
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 266 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية