هامش
- بوده بدون ( وساطت ) بشرى همينطور پروردگار ما حضرت فاطمه عليها السلام را برگزيده وپاكيزه كرده وبه وسيلهء حسن وحسين عليهما السلام سرور جوانان بهشت بر همهء زنان عالم مزيّت داده ، هارون كه از اين سخنان سخت پريشان وناراحت شده بود گفت : شما از كجا مىگوئيد انسان از جهت خمسي كه به اهلش پرداخته نمىشود از راه پدران ومادران ( در نطفه ) خلل پيدا مىكند ؟ فرمود : اين سئوالى است كه هيچ سلطاني غير از تو نكرده يا أمير المؤمنين ( باز اين جا هم با اين كه امام اورا به عنوان سلطان ناميده كه كلمهء أمير المؤمنين به ميان آمده ) نه تيم وعدىّ ( أبو بكر وعمر ) ونه هيچ يك از خلفاى بنى اميّه واز هيچ يك از پدران من نيز اين سئوال نشده ، كشف اين راز را از من مخواه ، گفت : اگر بفهمم پرده از اين راز برداشتهاى امانى را كه دادم پس مىگيرم ، فرمود : اين حق را دارى ؟ گفت : زندقة ، ( الحاد وبىدينى ) در اسلام فراوان شده واين زنديقان كه اخبارشان به ما رسيده به شما منسوب اند ، زنديق در نظر شما أهل بيت كيست ؟
( پيش از اسلام در إيران اين لقب را به پيروان « مانى » مىداده اند ، ودر اسلام به افراد دهري ، ملحد ، بىدين وآنها كه تظاهر به اسلام مىكرده اند ودر باطن كافر بوده اند اطلاق مىشده ودر زمان خلفا ومخصوصاً بنى العباس كه خود را مانند بعضي ديگر از مقامات مذهبي هم خدا وهم پيغمبر وهم امام وهم اسلام وهم قرآن مىدانستند ، هركس اندك مخالفتي با آنها مىكرد وبه بيدادگرىها وجنايات آنان اعتراض مىنمود هر چند سلمان وأبو ذر زمان بود ، زنديق ومخالف خدا وپيغمبر وو ومىگفتند ، واين وصله اى بود كه به دامان هر مخالفى مىچسباندند وهرگونه ميل واراده شخصي آنان اقتضا مىكرد مجازاتش مىنمودند واز اين رو جناب خليفه : أمير المؤمنين ، فرموده اند زنديقان به شما أهل بيت پيغمبر ارتباط پيدا مىكنند ، ومرادش شيعيانى بوده كه خلفا را لايق مقام خلافت نمىدانستند وبر جنايات آنها صحّه نمىگذاشتند وراستى آن جا كه هارون با آن همه عيّاشى وثروت اندوزى وآدم كشى ، مسلمان ومؤمن وبلكه أمير مؤمنان باشد ، حقا كه علي بن يقطين ، وابن عمير ويونس بن عبد الرحمان زنديق اند وملحد وبىدين ، امام عليه السلام زنديق را به معناى واقعي تفسير كرد ) ، فرمود : زنديق كسى است كه خدا وپيغمبرش را انكار كند ، يعنى آنها كه با خدا ورسول دشمنى ومبارزه دارند ، خداوند فرموده :
« هيچ گروهى را نيابى كه ايمان به خدا وروز واپسين داشته باشند وبا آنان كه با خدا وبا پيغمبرش دشمنى ومخالفت دارند طرح دوستى ريزند ، هر چند پدران ، يا فرزندان يا برادران يا فاميلشان باشند . . . » وملحد هم اينها هستند كه از يكتاپرستى به بىدينى گرائيدهاند ( نه آنها كه مقام خلافت را برسميّت نشناسند . )
هارون گفت : بگو ببينم اوّل « ملحد » وزنديق كه بود ؟ فرمود : نخستين كسى كه در آسمان بنياد الحاد وزندقة نهاد ، إبليس لعنتى بود كه بر حضرت آدم برگزيده وهمراز خدا تكبّر وافتخار كرد ، گفت : من از أو بهترم ، مرا از آتش آفريده اى واورا از گل ، از فرمان پروردگارش سر پيچيد وملحد شد ، والحاد به نژادش تا قيامت به ارث رسيد .
گفت : مگر إبليس هم نژاد دارد ؟ فرمود : آرى ، كلام خدا را نشنيده اى : « به جز إبليس ، كه از جنّ بود و -