هامش
- گرفت ، وطرف راست خود نشاند ، وگفت : شهادت مىدهم شما راستگوئيد پدرتان راستگو است جدّتان راستگو وپيغمبر صلى الله عليه وآله وسلم راستگو است ، آن گاه كه وارد شديد به جهت گزارشهائى كه رسيده بود من بالاترين غيظ وغضب را نسبت به شما داشتم ، اما با شنيدن آن بيانات ودست دادن همه از دلم رفت ، وخشم به رضايت تبديل شد ، سپس مدتي سكوت كرد وگفت : مىخواهم در بارهء عباس وعلى سؤالي بكنم : با اين كه عباس عموى پيغمبر صلى الله عليه وآله وسلم وبرادر پدرش بود ، چرا علي عليه السلام ( كه برادر زاده اش بود ) بر أو در ارث پيغمبر تقدم يافت ؟ ( مرحوم شيخ طوسي در كتاب خلاف جزء 3 صفحهء 257 مسأله 11 مىفرمايد : آن جا كه وارث عموى پدرى وپسر عموى پدر ومادرى باشد ارث را پسر عموى برد وفقهاى سنّت همه با اين فتوى مخالفت كرده اند ، دليل ما اجماع شيعه است كه هيچ اختلافى در اين حكم ندارند وگويند : اگر با وجود دختر جايز بود كه ( ما زاد بر سهم معين را ) عموى پدرى يا عموى پدر ومادرى ببرد . أمير المؤمنين عليه السلام أولى بود به ارث پيغمبر صلى الله عليه وآله وسلم از عباس ، زيرا قول به « عصبه » ( بازگردان ما زاد سهام به خويشان پدرى ) در نظر شيعه باطل است وخلاصه اين كه سئوال هارون مبنى بر فقه أهل سنّت است كه در مسأله مورد بحث قائل اند نصف ارث پيغمبر به حضرت زهرا مىرسد ونيمهء ديگر به خويشان پدرى وعباس كه عمو بوده از علي عليه السلام كه پسر عمو بوده مقدّم است جواب امام عليه السلام نيز مبنى بر همان فقه است وشيخ طوسي از اين راه جواب داده كه پسر عموى پدر ومادرى از عموى پدرى مقدم است . )
فرمود : من را از جواب معاف دار ، گفت : معافت ندارم پاسخ بگو ، فرمود : پس امانم بده ، گفت : در امانى ، فرمود : پيغمبر صلى الله عليه وآله وسلم آنها را كه توانائى مهاجرت ( از مكّه به مدينه ) داشته وهجرت نكردند از ارث محروم كرد ، پدر تو عباس ايمان آورد ، ولى هجرت نكرد ، علي عليه السلام ايمان آورد ومهاجرت كرد ، قرآن هم فرموده :
« آنها كه ايمان آوردند ومهاجرت نكردند ، شما هيچ پيوند « ولايت » ( ورابطه ميراثي ) با آنان نداريد تا مهاجرت كنند » ، هارون رنگش دگرگون شد وگفت : چرا شما به علي عليه السلام كه پدرتان است نسبت داده نمىشويد وبه پيغمبر صلى الله عليه وآله وسلم كه جدتان است منسوب مىشويد ( وخود را پسر پيغمبر صلى الله عليه وآله وسلم مىخوانيد ) ، فرمود : خداوند حضرت مسيح عيسى بن مريم را به دوست خود حضرت إبراهيم ، وبه مريم دوشيزه شوهر نديده اى كه دست بشرى به دامانش نرسيده بود ، نسبت داده ، فرموده : واز نسل أو ( يعنى إبراهيم ) : داود ، سليمان ، أيوب ، يوسف ، موسى وهارون ( را هدايت كرديم ) واين چنين نكوكاران را پاداش دهيم ، وزكريا ، ويحيى وعيسى والياس ، كه همه از شايستگان اند . خداوند نسبت عيسى را تنها به وسيلهء مادرش به إبراهيم خليل رسانده همان سان كه نسب داود وسليمان وايّوب وموسى وهارون عليهم السلام را از طريق پدر ومادر به آن جناب منتهى كرده ، واين براي عيسى فضيلت ومقامي بلند است كه تنها از طريق مادر به آن بزرگوار نسب رسانده ، در قصهء حضرت مريم نيز فرموده :
خداوند تورا برگزيده وپاكيزه گردانده ، وبر همه زنان جهان برترى داده . ( اين برترى ) به وسيلهء مسيح -