بجهله كما يعلمه العالم بعلمه ، لأنّ اللَّه عدل لا يجور ، يحتجّ على خلقه بما يعلمون ، ويدعوهم إلى ما يعرفون لا إلى ما يجهلون وينكرون . فأجازه الرّشيد وردّه ، والخبر طويل . « 1 »
الحرّاني ، تحف العقول ، / 298 - 300 / عنه : المجلسي ، البحار ، 10 / 241 - 244
هامش
( 1 ) - قسمتى از گفتگوى مفصل آن حضرت با هارون الرشيد كه به ذكر مورد حاجت اكتفا مىكنيم :
بر اثر گزارشهاى بىاساس كه به هارون رسيده بود ، حضرت موسى بن جعفر عليه السلام را دستگير كرد ، وچون امام را به مجلس أو بردند ، طومار مفصلى ارائه داد كه شيعيان آنجناب را به عمليّات ناروائى متهم كرده بود ، حضرت آن را مطالعه كرد وفرمود :
اى أمير مؤمنان ! ما خاندانى هستيم كه پيوسته مورد تهمت وافترا بوده أيم وپروردگار ما آمرزنده وپرده پوش است ، نخواسته اسرار بندگان را فاش سازد جز وقت حساب ، روزى كه مال وأولاد سود نبخشد مگر كسى كه با قلبي سالم به پيشگاه خدا آيد .
( ذكر اين نكته ضرور مىنمايد كه تعبير به « أمير المؤمنين » در بارهء هارون جلّاد وأمثال أو از مثل موسى ابن جعفر عليه السلام بسيار مشكل وباور ناكردنى است ، چه اين لقب خاص مولاي متقيان است وچيزى نيست كه امام عليه السلام به ديگرى اهدا كند وهمچون همگان با اين حاتم بخشىها وتلاعب با ألقاب رضايت خاطر خليفه را فرآهم سازد ومناصبى را كه از جانب خدا براي رهبران بشر وجانشينان پيغمبر تعيين شده مال المصالحة قرار دهد ، وبه ديگرى تعارف كند ، وديگر اينكه لازمه اين تعبير شناسائى اين مقام است واعتراف به اين سمع واگر امام هفتم عليه السلام حاضر بود تا اين حدّ مسالمت كند وامتياز دهد نه به زندان مىرفت ، نه شهيد مىشد ، نه آن همه محروميّت مىكشيد كه در رديف تهى دست ترين فقراى مدينه زندگى كند ، پسرانش متوارى شوند ودخترانش در خانه لباس شايسته اى براي بيرون آمدن نداشته باشند ، وآن جا كه عطايا وجوائز « أمير المؤمنين » بخش مىشد لا أقل سهمى مساوى به أو هم مىرسيد ، وبا اين مقدمه تنها توجيهى كه براي اين گونه تعبيرها در أحاديث به نظر مىرسد همان است كه محقق عالي قدر أسد حيدر در اثر بسيار ارزنده خود « الإمام الصادق » 5 : 47 مىگويد كه : اينها تعبير ولهجه راويان است ، كه در اين موارد راوي معمولا آنچه را در تعارفات على الرسم ردّ وبدل مىشود : ذكر مىكند ، وآنها كه فقه حديث دارند وبا اختلاف تعبيرهاى متعدّد در يك حديث واختلاف نقلهاى اساسى وأصولي تا چه رسد جزئي وفرعى در روايات آشنا هستند ، زود مىتوانند اين توجيه را تصديق كنند كه راويان تقيّد به عين ألفاظ كمتر داشته اند وهمچنين ، وهمچنين دقّت در خصوصيات عبارات زياد نمىكرده اند ، وخدا داناتر است . )
سپس فرمود : پدرم از پدرش از علي عليه السلام از پيغمبر صلى الله عليه وآله وسلم نقل كرد كه : چون « رحِم » با « رحِم » تماس پيدا كند ( يعنى بدن خويشاوندان به يك ديگر رسد ) نخست به جنب وجوش آيد ، سپس آرام گيرد . چنانچه « أمير المؤمنين » صلاح بداند با من تماس پيدا كند ومصافحه نمايد ، هارون از تخت به زير آمده دست راست به جانب امام عليه السلام دراز كرد ودست راست آنجناب را گرفت ، آن گاه اورا به سينه چسبانيد ودر آغوش -