تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 801

مساهمون:

ص٨٠١
هامش
- أمت داشت ، كدام يك از عترت در ميان ما أمت خليفهء أو بودند ؟ آيا مقصود از اين قول حسن وحسين بودند ، يا علي عليه السلام ؟ اگر كسى گويد ، حسنين بودند ، لازم آيد كه آن‌ها هنگام وفات پيغمبر از پدر خود اعلم باشند ، واين قائل به زبان أمت اسلامى آشنا نيست ، واگر كسى گويد ، مقصود پيغمبر اين بوده كه كتاب وعترت در يك وقت خاصي خليفهء اويند ، نه در همه وقت ، اين تخصيص بدون دليل است وبايد ملزم شود كه مقصود از عترت هم فرد خاصي بوده . زيرا ادعاى وقت بخصوصى بدون دليل ، بهتر نيست از اين قول . به ناچار بايد مقصود پيغمبر از خلافت قرآن وعترت ، همهء اعصار وأزمان باشد ، يا عصر خاصي . اگر عموم مقصود است ، پس بايد در آن عصري كه علىبن ابىطالب قيام به امامت كرد ، از عترت محسوب باشد . مگر كسى گويد ، از عترت نبود ولى ظلم كرد ومقام فرزندش را كه از أو اعلم بود غصب كرد . اين را هيچ مسلمانى نگويد وبر رسول خدا روا نداند هيچ مؤمني . مقصود ما از نقل فرمودهء پيغمبر در اين‌جا كه آن دو هرگز از هم جدا نشوند تا در سر حوض بر من درآيند ، در اين باب اين بود كه ثابت كنيم ، امامت وشغل حجت‌هاى خدا تا روز قيامت ادامه دارد وقرآن هرگز از يك حجتي از امامان عترت كه با أو باشد خالى نباشد ، براي آن كه حكم آن را در هر عصري تا روز قيامت بداند ، براي اين كه فرمود : هرگز از هم جدا نشوند تا سر حوض بر من وارد شوند ، وهمچنين گفتهء پيغمبر صلى الله عليه وآله كه مثل آنان مثل ستاره‌هاست ؛ هر آن‌گاه ستاره‌اى غايب شود ، ستارهء ديگر طلوع كند تا روز قيامت . تصديق قول ما است كه زمين بىحجت خدا بر خلقش نباشد كه يا ظاهر است ومشهور ويا غايب است ومستور ، تا آن كه حجج وبينات خدا باطل نشود . 5 - پيغمبر خودش عترتي را كه همراه قرآن خليفه كرده در اين حديث بيان كرده . على بن‌ابىطالب عليه السلام گويد : رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمود : به راستى من در ميان شما ثقلين را بر جا مىگذارم ، كتاب خدا وعترت خودم أهل بيتم ؛ زيرا كه اين دو هرگز از هم جدا نشوند تا در سر حوض بر من درآيند ، مانند اين دو - دو انگشت سبابه‌اش را به هم چسبانيد - . جابر بن عبداللَّه انصارى از جا برخاست وخدمت آن حضرت رفت وعرض كرد : يا رسول اللَّه ! عترت تو كيانند ؟ فرمود : على وحسن وحسين وامامان از فرزندان حسين تا روز قيامت . شرح وتفصيل معاني عترت در لغت عرب وتطبيق آن‌ها بر ائمهء معصومين : محمد بن بحر شيبانى از محمد بن عبد الجبار صاحب ابىالعباس ثعلب در كتاب خود به نام ياقوته چنين حكايت كرده است كه أبو العباس ثعلب از قول ابن اعرابى لفظ عترت را چنين شرح داده : 1 - عترت قطعه‌هاى بزرگ مشك است كه در نافه است وتصغيرش عتيره است . 2 - عترت آب دهانى است كه خوشمزه وخوشگوار باشد ، مصغرش عتيره است . 3 - عترت درختى است كه بر درِ لانهء ضب رويد ( گمان دارم مقصودش لانهء سوسمار باشد ) ، چون لفظ وجار آورده ولانهء ضب را عرب مسكن تعبير مىكند ووجار لانهء سوسمار است . سپس گفته است ، هنگامى -