هامش
- بلكه مىگويند : محمد بر بسته است قرآن را بر خدا ، يعنى آن را از نزد خود گفته است وبر خدا نسبت داده است ، بگو اى محمد صلى الله عليه وآله مر ايشان را كه اگر بربافتهام قرآن را بر فرض محال ، پس آن معصيتي باشد در غايت عظمت كه مستلزم أنواع عذاب باشد ؛ چون آن عقوبت به من نازل گردد ، پس شما مالك نمىتوانيد شد وقادر نخواهيد بود براي من از عذاب خدا چيزى را .
پس در وعيد ايشان مىفرمايد : خدا داناتر است به آنچه شروع مىكنيد در آن از قدح وطعن در آيات قرآن واسناد سحر وافترا بر آن وكافى است خدا در گواه بودن ميان من وشما وأو است آمرزندهء كسى را كه از كفر وشرك رجوع كند ومهربان بر كسى كه در ايمان ثابت قدم باشد . »
پس از آن كه اين آية بر حضرت ختمى مرتبت نازل شد ، آن جناب فرستاد نزد مهاجر وأنصار كه : آيا [ امر ] تازه اى رو داده است ؟
عرض كردند : بله يا رسول اللَّه ، سوگند به خدا كه از برخى از ما ، كلام سختى صادر شد كه ما آن سخن را ناخوش داشتيم .
آن جناب اين آيهء شريفه را بر ايشان تلاوت فرمود . پس گريه كردند وگريهء ايشان شدت كرد . حق تعالى اين آيهء شريفه را نازل كرد : « هو الّذي يقبل التّوبة عن عباده ويعفو عن السّيِّئات ويعلم ما تفعلون » ؛ وخداست آن كس كه به محض تفضل قبول مىكند توبه را از بندگان خود .
يعنى : هرگاه بندگان به أو بازگردند واز گناهان نادم گردند وعزم خود را جزم كنند بر عدم عود به معصيت ، توبهء آنها پذيرفته شود ومىبخشد گناهان را ؛ يعنى بعد از توبه ، از جميع گناهان وجرمهاى ايشان در مىگذرد ؛ ومىداند آنچه را مىكند ، از نيكى وبدى .
پس اين آيهء ششم بود .
واما آيهء هفتم اين است : « إنّ اللَّهَ وملائكتهُ يُصلّونَ على النّبيِّ يا أيُّها الّذين آمنوا صلُّوا عليه وسلِّموا تسليماً » ؛ به درستى كه خدا وفرشتگان أو درود مىفرستند به پيغمبر عالي مقدار ، اى كساني كه به خدا ورسول أو ايمان آوردهايد ! صلاة دهيد بر وى وسلام گوييد سلام گفتنى ، كه تسليم نماييد خود را ، وانقياد اورا مرعى داريد .
معاندين مىدانستند كه از چه جهت اين آيهء شريفه نازل شد وبه رسول خدا گفتند : « ما مىدانيم چگونه به تو سلام دهيم ؛ اما كيفيت صلوات را بيان كن . »
آن جناب فرمود : بگوييد : « اللّهمّ صلّ على محمّد وآل محمّد كما صلّيت وباركت على إبراهيم وآل إبراهيم إنّك حميد مجيد ؛ پس اى مردم ! آيا در ميان شما ، در اين مطلب خلافي هست ؟ »
عرض كردند : « خلافي نيست . »
مأمون عرض كرد : « در اين مطلب اصلًا خلافي نيست واجماع أمت بر آن استقرار يافته است ؛ اما چيزى هست نزد خود از آل كه واضحتر از اين باشد در قرآن ؟ » -