تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 785

مساهمون:

ص٧٨٥
هامش
- اورا دوست داشته باشد ؛ رسول را نمىرسد كه اورا دشمن دارد وكسى كه محبت ومودت أهل بيت را دارا نباشد وأهل بيت آن بزرگوار را دشمن دارد ، پس بر رسول خدا صلى الله عليه وآله است كه اورا دشمن دارد . چه أو واجبي از واجبات خداوند را ترك نموده است . پس كدام فضيلت وشرافت است كه بر اين شرافت وفضيلت مقدم باشد ويا در منزلت با اين شرافت وفضيلت نزديك باشد وچون حق تعالى نازل فرمود اين آيهء شريهء : « قل لا أسألكُم عليهِ أجْراً إلّاالمودّةَ في القُرْبى » را رسول خدا صلى الله عليه وآله از ميان أصحاب برخاست وحمد وثناى خداوند را أنشأ نمود وفرمود : اى مردم ! حق تعالى واجب كرده است به شما كه نسبت به من عملي به‌جا آريد . آيا اين واجب را ادا خواهيد كرد ؟ » احدى جواب نداد . حضرت فرمود : « اى مردم ! اين طلا ونقره نيست وخوردنى وآشاميدنى نيست كه بر شما گران باشد دادن آن . » گفتند : « بياور آن واجب را . » حضرت اين آيهء شريفه را تلاوت فرمود ، مردم گفتند : « بله مودت كنيم ذوىالقربا را . » پس بيشتر ايشان وفا به اين عهد واجب نكردند وحق تعالى هيچ پيغمبرى را مبعوث نفرمود ، مگر آن كه اورا وحى نمود كه مزد رسالت از قوم خود مسألت نكند ؛ زيرا اجر ومزد پيغمبران با خداوند است وحق تعالى به آن وفا مىنمايد ومحمد مصطفى صلى الله عليه وآله مودت اقرباى اورا خداوند بر أمت أو واجب كرد وآن جناب را امر فرمود كه مزد تبليغ رسالت خود را در ميان أمت دوستى آن‌ها قرار دهد نسبت به عترت أو تا اين كه بدانند وبشناسند فضل عترت طاهره را بر آن‌ها واجب شد ومودت به اندازهء معرفت وشناسايى فضل است ، چون حق تعالى مودت را واجب كرد ، امر صعب وگران شد ، به جهت گرانى وسنگينى وجوب أطاعت . پس قومي متمسك مودت شدند ووفا به ميثاق خود نمودند ؛ وليكن أهل شقاق ونفاق معاندت نمودند وملحد شدند وانكار نمودند مودت را ، وراه عناد ومخالفت پيشه كردند وميثاق را از تحديدى كه خداوند قرار داده بود ، تغيير دادند وگفتند كه مجموع اعراب قرابت دارند هر يك نسبت به ديگرى ، وهر كسى كه ادعاى قرابت كند ، خويش شخص باشد . به هر حال ، ما مىدانيم كه مودت از براي خويشان نبي ثابت شده است . پس هر كس خويشى وبه پيغمبر نزديك‌تر باشد ، به مودت سزاوارتر است وبايد مودت به اندازهء خويشى باشد واين قوم در حق پيغمبر رعايت انصاف ننمودند وميثاق را شكستند ورأفت جناب نبوي را منظور نداشتند وآن مقدار منت گذاشت حق تعالى بر أمت پيغمبر كه زبان‌ها از شكرگزارى آن الكن وعاجز است از رعايت امر ايشان وترحم بر ايشان واين‌ها همه به اين سبب بود كه أهل بيت وذريهء أو را نيازارند وعترت اورا در ميان خودشان به منزلهء چشم نسبت به سر قرار دهند وآن‌ها را محافظت كنند به جهت قرابت آن‌ها به رسول خدا وبه جهت دوستى با رسول خدا . چگونه چنين نيست وحال اين كه قرآن به آن ناطق واخبار در اين باب ثابت ومحقق است كه ايشانند أهل مودت وايشانند كساني كه حق تعالى -