تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 784

مساهمون:

ص٧٨٤
هامش
- عرض كرد : « لبيك يا رسول اللَّه ! » فرمود : « اين باغ فدك است واين فدك به عنوان قهر وغلبه وجهاد أمت وحرب آن‌ها گرفته نشده است واز اين جهت مخصوص من است وربطى به مسلمانان ندارد . من آن را به تو دادم . چه ، حق تعالى مرا مأمور فرموده است ، پس بگير فدك را از براي خودت وفرزندان خود . » پس اين آيهء پنجم بود . اما آيهء ششم ، قول حق تعالى است : « قل لا أسألكُم عليهِ أجْراً إلّاالمودّةَ في القُرْبى » ؛ بگو اى محمد ! من مزد رسالت چيزى از شما نخواهم مگر آن كه دوستى كنيد به خويشان واقرباى من واين خصوصيت وشرافتى مخصوص به محمد وآل محمد است ونه غير ايشان . چنانچه اين خصوصيت از براي اقرباى پيغمبران سلف نبوده است ؛ چه حق تعالى در كتاب خود در ذكر قصهء نوح مىفرمايد كه نوح به قوم خود گفت : « يا قوم لا أسألكم عليه مالًا إن أجري إلّاعلى اللَّه وما أنا بطاردِ الّذين آمنوا إنّهم ملاقوا ربّهم ولكنِّي أريكم قوماً تجهلون » ؛ اى قوم ! من نمىخواهم از شما بر تبليغ رسالت مالي كه مزدِ كارى من باشد ، تا بر شما گران آيد ، اگر ادا نماييد يا بر من شاق باشد ، اگر ابا نماييد ، نيست مزد من ، مگر بر خداى كه آن ثواب آخرت است ونيستم من رانندهء اين ها كه ايمان آورده اند به خدا وپيغمبر أو . چه ايشان ، ملاقاة كننده ورسنده اند به جزاى پروردگار خود . پس چگونه ايشان را برانم ؛ وليكن مىبينم شما را گروهى كه نمىدانيد قدر آن‌ها را . ودر قصهء هود ، حضرت ايزدى به هود فرمود : « لا أسألكُم عليهِ أجْراً إن أجري إلّاعلى الّذي فطرني أفلا تعقلون » ؛ اى قوم ! من نمىخواهم از شما ، بر تبليغ رسالت مزدى ، نيست مزد من مگر بر آن كس كه به محض قدرت مرا بيافريد . آيا نمىفهميد وعقل خود را به كار نمىبريد تا اين كه محق را از مبطل تميز كنيد ؟ ودر حق حضرت مصطفوي فرمود : اى محمد ! بگو « لا أسألكُم عليهِ أجْراً إلّاالمودّةَ في القُرْبى » وحق تعالى مودت ذوى القربا را واجب‌نفرموده است ، مگر اين كه مىدانست از دين هرگز مرتد نشوند وبه ضلالت وگمراهى نيفتند . وعلت ديگر از براي نزول اين آيهء شريفه وامر به محبت ومودت ذوى القربا آن است كه چون مردى دوست دارد مردى ديگر را ، بسا هست كه بعضي از أهل بيت آن مرد دوست ندارند ودشمن دارند آن مرد دوست داشته شده را . پس ، سالم نمىماند قلب آن مرد دوست مىدارد ذوىالقربا را چون على نظير اين شأن از براي اين مقام اين است كه پيغمبر دوست دارنده از براي دوست داشته شده وفاطمه وحسن وحسين عليهم السلام را وساير ائمهء هدى وبعضي از أهل اسلام اين‌ها را دشمن مىدارند وبسا بود كه دوست پيغمبر صلى الله عليه وآله به جهت دشمنى اسلاميان ثابت وسالم نمىماند . پس ، از جهت شرافت ذوى القربا خداوند خواست كه در قلب رسول خدا نسبت به مسلمانان چيزى نباشد ؛ يعنى با آن‌ها دوستى داشته باشد كه باعث دشمنى ذوى القربا نشود . پس حق تعالى مودت ذوى القربا را بر مسلمانان واجب ولازم فرمود . پس هر كسى كه داراى اين محبت ومودت بوده باشد ورسول خدا صلى الله عليه وآله را دوست داشته وأهل بيت -