تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 1069

مساهمون:

ص١٠٦٩
هامش
- أو نخواهد بود . وزود است كه قومي نزد تو بيايند واز تو آب بخواهند ، پس تو به آنان بگويى : نه ونه يك ذره . پس با روى سياه بازگردند وزود است كه شيعهء من وتو بر تو وارد بشوند ، به آنان بگويى : سيراب شويد ، سيراب شدني كامل . پس آن‌ها با روىهاى سفيد سيراب شوند . واما سى أم اين كه شنيدم رسول خدا مىفرمود : أمت من روز قيامت با پنج پرچم محشور مىشوند . اولين پرچمى كه بر من وارد مىشود ، فرعون اين أمت است كه معاوية مىباشد . دومى به دست سامرى اين أمت است كه عمرو بن عاص باشد . سومى به دست جاثليق اين أمت است كه أبو موسى اشعرى باشد . چهارمى به دست ابوالاعور سلمى است . واما پنجمى با توست يا علي كه مؤمنان همه در زير آن پرچمند وتو پيشواىشان مىباشى . سپس خداى تبارك وتعالى به آن چهار نفر مىگويد : به عقب‌هاى خودتان برگرديد ونوري درخواست كنيد . پس ديوارى ميان آنان كشيده مىشود كه درى ندارد . اندرون آن رحمت است وآنان شيعهء من مىباشند . وهر كه مرا دوست بدارد وبه همراه من با گروه ستمگر وبا همان افرادى كه از صراط سرنگون مىگردند بجنگد ، در رحمت است وآنان شيعيان منند . پس اينان فرياد كنند : مگر ما با شما نبوديم ؟ گويند : آرى ، ولى شما خود را فريب داديد وبه انتظار نشستيد وشك وترديد نموديد وآرزوها شما را فريب داد تا فرمان خدا ( مرگ ) رسيد ، وشيطان فريبنده شما را نسبت به خدا فريب داد . پس امروز نه از شما عوضى دريافت مىشود ونه از آنان كه كافر شده اند . جايگاه شما آتش است وهمان پناه شماست وبد سرانجامى است . سپس أمت من وشيعهء من وارد مىشوند واز حوض محمد صلى الله عليه وآله سيراب مىگردند ودر دست من عصايى است از چوب عوسج كه دشمنان خود را با آن از كنار حوض مىرانم ، همان طور كه شتر ناشناس رانده مىشود . واما سى ويكم ، شنيدم از رسول خدا مىفرمود : اگر نبود اين كه غاليان از أمت من مىگويند دربارهء تو آنچه را كه نصارى دربارهء عيسى ابن مريم گفتند ، هر آينه سخنى دربارهء تو مىگفتم كه به هيچ اجتماعي از مردم نگذرى ، مگر آن كه خاك زير پايت را گرفته واز آن شفا مىطلبيدند . واما سى ودوم اين كه شنيدم از رسول خدا مىفرمود : خداى تبارك وتعالى مرا با ترسى كه در دل دشمن انداخت ، يارى كرد . واز خداوند خواستم كه تورا بمانند آن يارى كند . واين ترس را از تو نيز در دل دشمن قرار داد ، مانند همان كه از من قرار داده بود . واما سى وسوم اين كه رسول خدا صلى الله عليه وآله دهان بر گوش من گذاشت وآنچه واقع شده وتا روز قيامت واقع خواهد شد به من بياموخت . وخداوند اين علم را از براي من به زبان پيغمبرش جارى كرد . واما سى وچهارم اين كه نصارى مدعى شدند كه كارى انجام بدهند . خداى عز وجل در اين باره آية فرستاد كه : هر كس پس از آنچه از دانش براي تو آمده در دين اسلام با تو ستيزه كند ، بگو بياييد تا پسران -