هامش
- كمك داده خواهى شد . پس به خدا قسم ، هر عضوى از اعضاى پيغمبر را كه خواستم بگردانم ، آن عضو براي من گردانده شد .
واما شانزدهم اين كه چون خواستم بدن پيغمبر را برهنه كنم ، ندايى شنيدم كه : اى وصى پيغمبر اورا برهنه مكن ودر همان حال كه پيراهن به تن دارد غسل بده . به آن خدايى كه اورا به پيغمبرى گرامى داشت ، وبه رسالت مخصوص نمود قسم ياد مىكنم كه من از ناف تا ران آن حضرت را نديدم ، وخداوند مرا به اين شرافت از ميان أصحاب پيغمبر مخصوص گردانيد .
واما هفدهم اين كه خداوند فاطمه را همسر من نمود ، با اين كه أبو بكر وعمر از أو خواستگارى كرده بودند . ولى خداوند از بالاى هفت آسمانهايش اورا به من تزويج كرد . پس رسول خدا فرمود : يا علي ! گوارايت باد كه خداى عز وجل ، فاطمه بانوى زنان أهل بهشت را كه پارهء تن من است ، همسر تو كرد . عرض كردم : يا رسول اللَّه ! مگر من از تو نيستم ؟ فرمود : يا علي ! تو از من هستى ومن از تو ، همچون دست راست من نسبت به دست چپم . ومن از تو در دنيا وآخرت بىنياز نيستم .
واما هجدهم اين كه رسول خدا به من فرمود : يا علي ! تو در آخرت پرچم حمد را به دست خواهى گرفت وتو به روز قيامت از همهء خلايق به من نزديك تر مىنشينى . فرشى براي من وفرشى براي تو گسترده مىشود كه من در گروه پيغمبران وتو در گروه وصيان خواهى بود ، وبر سر تو تاج نور وأفسر كرامت گذاشته مىشود وهفتاد هزار فرشته گرداگرد تو هستند تا خداى عز وجل از حساب خلايق فارغ شود .
واما نوزدهم اين كه رسول خدا فرمود : به زودى با ناكثان وقاسطان ومارقان خواهى جنگيد . هر كس از آنان كه با تو بجنگد ، به عوض هر يك مرد ، صدهزار نفر از شيعيان خود را شفاعت خواهى نمود . عرض كردم : يا رسول اللَّه ! ناكثان كيانند ؟ فرمود : طلحه وزبير كه در حجاز تورا بيعت خواهند نمود ودر عراق آن بيعت را خواهند شكست . چون چنين كنند ، با آن دو نفر جنگ كن كه جنگ با آن دو سبب پاك شدن مردم روى زمين است . عرض كردم : قاسطان كيانند ؟ فرمود : معاوية ويارانش . عرض كردم : مارقان كيانند ؟ فرمود : ياران ذوالثديه كه از دين بيرون مىروند ، همچون تيرى كه از كمان بيرون رود . آنان را بكش كه كشتن آنان سبب گشايشى است براي أهل زمين ، وعذاب زودرسى است براي مارقان ، وذخيرة اى است براي تو نزد خداى عز وجل در روز قيامت .
واما بيستم اين كه شنيدم رسول خدا به من فرمود : مثَل تو در أمت من ، مثَل دروازهء حطه است در بني إسرائيل . هر كس به ولايت تو داخل شد ، از همان درى وارد شده است كه خداى عز وجل دستور فرموده است .
واما بيست ويكم اين كه شنيدم رسول خدا به من فرمود كه : من شهر علمم ، علىام در است ، وهرگز به شهري جز از دروازهاش داخل نتوان شد . سپس فرمود : يا علي ! در آيندهء نزديكى تو آنچه را كه بر ذمهء من -