هامش
- واما چهل وهشتم اين كه رسول خدا به خانهء ما تشريف آورد وسه روز بود كه ما غذايى نخورده بوديم . فرمود : يا علي ! چيزى در نزد تو هست ؟ عرض كردم : به خدايى كه تورا گرامى داشته وبه پيغمبرى برگزيده ، خودم وهمسرم ودو فرزندم سه روز است كه چيزى نخوردهايم . پس پيغمبر فرمود : اى فاطمه ! به ميان أطاق برو ونگاه كن كه چيزى مىيابى ؟
فاطمه عرض كرد : الآن از أطاق بيرون آمدم . عرض كردم : يا رسول اللَّه ! من داخل شوم ؟ فرمود : به نام خدا داخل بشو . پس من داخل شدم . ناگاه طبقى ديدم كه در آن خرماى تازه نهاده شده وكاسه اى آبگوشت بود . پس من طبق را برداشتم وبه نزد رسول خدا آوردم . فرمود : يا علي ! فرستادهاى كه اين غذا را آورده بود ، ديدى ، عرض كردم : آرى . فرمود : اورا براي من توصيف كن . عرض كردم : رنگهاى سرخ وسبز وزرد ديدم . فرمود : اينها خطهاى پر جبرئيل بوده كه با درّ وياقوت جواهرنشان شده است .
پس ما از آن طعام خورديم تا اين كه سير شديم وجز جاى ( اثر ) انگشتان ما در آن غذا ديده نمىشد ( چيزى از آن كم نشد ) .
پس خداوند از ميان أصحاب پيغمبر فقط مرا به اين شرافت مخصوص فرمود .
واما چهل ونهم اين كه خداى تبارك وتعالى پيغمبرش را به پيغمبرى مخصوص فرمود وپيغمبر نيز مرا به جانشينى مخصوص كرد . پس كسى كه مرا دوست بدارد ، أو خوشبخت است ودر گروه پيغمبران محشور خواهد شد .
واما پنجاهم اين كه رسول خدا سورهء برائت را با أبى بكر فرستاد . همين كه أو رفت ، جبرئيل آمد وعرض كرد : يا محمد ! جز تو يا كسى كه از تو باشد ، ديگرى نمىتواند اين سوره را برساند . پس پيغمبر مرا كه بر شتر مخصوص آن حضرت كه عضباء نام داشت سوار بودم ، به سوى أو فرستاد ومن در ذو الحليفة به أو رسيدم وسوره را از أو گرفتم . پس خداى عز وجل فقط مرا به اين فضيلت مخصوص كرد .
واما پنجاه ويكم اين كه رسول خدا در روز غدير خم مرا در مقابل همهء مردم بهپا كرد وفرمود : به هر كه مولا منم ، على است مولاي أو . پس دورى از رحمت خدا وهلاكت شامل حال گروهى باد كه ستمكار شدند .
واما پنجاه ودوم اين كه رسول خدا فرمود : يا علي ! آيا كلماتي به تو نياموزم كه جبرئيل آنها را به من آموخته ؟ عرض كردم : چرا . فرمود : بگو : يا رازق المقلين ويا راحم المساكين ويا اسمع السامعين ويا ابصر الناظرين ويا ارحم الراحمين ارحمني وارزقني .
( اى روزى دهنده بر همهء تهىدستان واى دلسوز بر همهء مسكينان اى شنواتر از همهء شنوندگان واى بيناتر از همهء بينايان واى مهربانتر از همهء مهربانان . به من رحم كن وروزى مرا برسان . )
واما پنجاه وسوم اين كه خداى تبارك وتعالى دنيا را از ميان نمىبرد ، تا اين كه قائم ما خانواده ، قيام كند ودشمنان مرا بكشد وجزيه نپذيرد وبتها را بشكند ونتايج شوم جنگ به پايان برسد وبه گرفتن أموال دعوت كند تا به طور مساوى تقسيم كند ودر ميان رعيت به عدل وداد رفتار نمايد . -