وفي قصّة أهل نجران بيان عن « 1 » فضل أمير المؤمنين عليه السلام « 2 » مع ما فيه من الآية للنّبيّ صلى الله عليه وآله وسلم والمعجز الدّال بنبوّته ، ألا ترى إلى اعتراف النّصارى له بالنّبوّة وقطعه عليه السلام على امتناعهم من المباهلة ، وعلمهم بأ نّهم لو باهلوه لحلّ بهم العذاب ، وثقته صلى الله عليه وآله وسلم بالظّفر بهم والفلج بالحجّة عليهم « 2 » ، وإنّ اللَّه تعالى حكم في آية المباهلة لأمير المؤمنين عليه السلام بأ نّه نفس رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم كاشفاً بذلك عن بلوغه نهاية الفضل ومساواته للنّبيّ صلوات اللَّه وسلامه عليه وآله في الكمال والعصمة من الأنام « 3 » ، وإنّ اللَّه تعالى جعله وزوجته وولديه مع تقارب سنّهما حجّة لنبيّه صلى الله عليه وآله وسلم ، وبرهاناً على دينه ، ونصّ على الحكم بأنّ الحسن
هامش
- مىكنيم . پس با ما صلح كن ، بدانچه ما بدان گردن نهيم . » ( وهرچه خواهى براي شرط صلح معين كن تا بپردازيم . )
پيغمبر صلى الله عليه وآله با آنها مصالحه كرد بر اين كه هر سال دوهزار حله ( جامهء نو ) از حلههاى أواقي به أو بدهند ( أواقي جمع اوقيه است وواوقيه برابر با هفت مثقال طلا وچهل درهم است ) كه ارزش هر حله چهل درهم تمام عيار شد وهر چه از آن قيمت كم وزياد شد ، روى همان چهل درهم حساب كنند ( يعنى اگر ارزش آن حلهها كمتر بود ، يا زيادتر بود ، ميزان همان چهل درهم باشد كه پس از ضرب چهل در دوهزار ، حاصل جمع هشتاد هزار درهم مىشود وحلهها در هر سال روى هم رفته بايد به ارزش هشتاد هزار درهم باشد ) وآن حضرت صلى الله عليه وآله صلحنامهاى در اينباره براي آنان نوشت بدين شرح :
بسم اللَّه الرحمن الرحيم ، اين صلحنامهاى است از محمد پيامبر خدا براي أهل نجران وتوابع وأطراف آن كه گرفته نشود از ايشان چيزى از طلا واز نقره وميوه وبردهاى جز دوهزار حله از حلهء أواقي كه قيمت هر حله چهل درهم باشد واگر كم وزيادى شد ، به همان حساب باشد . هزار حلهء آن را ( قرار شد هر سأله ) در ماه صفر بدهند وهزار حلهء ديگر را در ماه رجب بپردازند وبر ايشان است كه چهل دينار براي خرج منزل فرستاده يا فرستادگان من بپردازند وبر ايشان است كه هرگاه در يمن جنگى وحادثهاى از جانب قبيلهء ذىعدن روى دهد ، به عنوان عارية مضمونه ( كه اگر از بين رفت ، مانند آن را باز دهند ) سى زره وسى أسب وسى شتر به مسلمانان ( براي جنگ با آنان ) بدهند وبراي آنهاست به اين صلحنامه پناه خدا وذمهء محمد بن عبداللَّه ( يعنى : پس از اين صلحنامه در پناه خدا وزنهار رسول خدا هستند ) وپس از اين سال اگر كسى از آنها ربا خورد ، ذمهاى از من بر أو نيست ( يعنى اين صلح مشروط است به اين كه پس از اين ربا نخورند واگر خوردند ، در زنهار وأمان خدا ورسول نيستند ) .
پس آن گروه نامهء صلح را گرفتند وبازگشتند . رسولي محلاتى ، ترجمهء ارشاد ، 1 / 154 - 157
( 1 ) [ لم يرد في المستجاد ]
( 2 - 2 ) [ لم يرد في المستجاد ]
( 3 ) [ المستجاد : « الآثام » ]