تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
هامش
- گفتم : « اين كه كنيهء أو است ، نامش را بگوييد . » گفتند : « عبداللَّه بن عثمان است . » واورا به قريش منسوب ساختند . گفتم : « نسب پيغمبر خود ، محمد را برايم بگوييد . » آن‌ها نسب اورا گفتند . گفتم : « اين شخص ، آن كه من جويم ، نيست . آن كه من در طلبش هستم ، جانشين أو ، برادر ديني أو ، پسر عموى نسبى أو ، شوهر دختر أو وپدر فرزندان ( نوادگان ) اوست . آن پيغمبر را در روى زمين ، نسلي جز فرزندان مردى كه خليفهء اوست ، نمىباشد . » ناگاه همه بر من تاختند وگفتند : « اى أمير ! اين مرد از شرك بيرون آمده ، به سوى كفر رفته وخون أو حلال است . » من به آن‌ها گفتم : « اى مردم ! من براي خود ديني دارم كه به آن گرويده‌ام وتا محكم‌تر از آن را نيابم ، از آن دست برندارم . من أوصاف اين مرد را در كتاب‌هايى كه خدا بر پيغمبرانش نازل كرده ، ديده‌ام واز كشور هندوستان وعزتي كه در آن‌جا داشتم ، بيرون آمده در جست‌وجوى أو برآمدم وچون از پيغمبرى كه شما برايم ذكر نموديد ، تجسس‌كردم ، ديدم أو آن‌پيغمبرى كه در كتاب‌ها معرفى كرده‌اند ، نيست . از من دست‌برداريد . » حاكم آن‌جا نزد مردى فرستاد كه نامش حسين بن اشكيب بود ، اورا حاضر كرد وآن‌گاه به أو گفت : « با اين مرد هندى مباحثه كن . » حسين گفت : « خدا اصلاحت كند . در اين مجلس فقها ودانشمندانى هستند كه براي مباحثه با أو ، از من داناتر وبيناترند . » گفت : « هرچه من مىگويم بپذير ، با أو در خلوت مباحثه كن وبه أو مهربانى نما . » پس از آن كه با حسين‌بن اشكيب گفت‌وگو كردم ، گفت : « كسى را كه تو در جست‌وجويش هستى ، همان پيغمبرى است كه اين‌ها معرفى كردند ، ولى موضوع جانشين چنان كه اين‌ها گفتند ، نيست . اين پيغمبر نامش‌محمد بن عبداللَّه بن عبد المطلب است ووصى وجانشين أو ، علىبن ابيطالب‌بن عبد المطلب ، شوهرفاطمه دختر محمد وپدر حسن وحسين نوادگان محمد مىباشد . » غانم أبو سعيد گويد : من گفتم : « اللَّه أكبر ، اين است كسى كه من در جست‌وجويش هستم . » سپس به سوى داود بن عباس بازگشتم وگفتم : « اى أمير ! آن چه را مىجستم ، پيدا كردم ، من گواهى دهم كه معبودى جز خدا نيست ومحمد رسول اوست . » أو با من خوش‌رفتارى كرد واحسان كرد وبه حسين گفت : « از أو دل‌جويى كن . » من به سوى أو رفتم وبا أو انس گرفتم . أو هم نماز ، روزه وفرايضى را كه مورد نيازم بود ، به من تعليم نمود . به أو گفتم : « ما در كتاب‌هاى خود مىخوانيم كه محمد صلى الله عليه وآله آخرين پيغمبران بوده ، پس از أو پيغمبرى نيايد وامر رهبرى بعد از أو با وصى ، وارث وجانشين بعد از اوست . سپس با وصى پس از وصى ديگر وفرمان خدا همواره در نسل ايشان جارى است تا دنيا تمام شود . پس وصىِ وصى محمد كيست ؟ » گفت : « حسن وبعد از أو حسين فرزندان محمد صلى الله عليه وآله هستند . »
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 429 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية