تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
وانصرف إلينا إلى البلد ، ثمّ وافانا بعض الفيوج فأعلمونا أنّ أصحابنا انصرفوا من العقبة ومضى نحو خراسان ، فلمّا كان في قابل حجّ وأرسل إلينا بهديّة من طرف خراسان ، فأقام بها مدّة ، ثمّ مات رحمه الله . « 1 » « 1 » الكليني ، الأصول من الكافي ، 1 / 515 - 517 رقم 3 / عنه : الحرّ العاملي ، إثبات الهداة ، 1 / 153 - 154
هامش
( 1 ) - أبو سعيد غانم هندى گويد : من در يكى از شهرهاى هندوستان كه به كشمير داخله 1 معروف است بودم ورفقايى داشتم كه كرسىنشين دست راست سلطان بودند . آن‌ها چهل مرد بودند وهمگى چهار كتاب معروف : تورات ، إنجيل ، زبور وصحف‌ابراهيم را مطالعه مىكردند . من وآن‌ها ميان مردم قضاوت مىكرديم ، مسائل دينشان را به آن‌ها تعليم وراجع به حلال وحرامشان فتوى مىداديم . خود سلطان ومردم ديگر ، در اين أمور به ما رو مىآوردند . روزى نام رسول خدا را مطرح كرديم وگفتيم : « اين پيغمبرى كه نامش در كتب است ، ما از وضعش اطلاع نداريم ولازم است در اين‌باره جست‌وجو كنيم ودنبالش برويم . » همگى رأى دادند وتوافق كردند كه من بيرون روم ودر جست‌وجوى اين امر باشم . لذا من از كشمير بيرون آمدم وپول بسيارى همراه داشتم ، دوازده ماه راه رفتم تا نزديك كابل رسيدم ، مردمى ترك سر راه بر من گرفتند ، پولم را بردند ، جراحات سختى به من زدند وبه شهر كابلم بردند . سلطان آن‌جا چون گزارش مرا دانست ، به شهر بلخم فرستاد وسلطان آن‌جا در آن زمان داود بن عباس بن ابىاسود بود . دربارهء من به أو خبر دادند كه : من از هندوستان به جست‌وجوى دين بيرون آمده ، زبان فارسي را آموخته‌ام وبا فقها ومتكلمين مباحثه كرده‌ام . داود بن عباس دنبالم فرستاد ، مرا در مجلس خود احضار كرد ودانشمندان را گرد آورد تا با من مباحثه كنند . من به آن‌ها گفتم : « من از شهر خود خارج شدم ودر جست‌وجوى پيغمبرى مىباشم كه نامش را در كتاب‌ها ديده‌ام . » گفتند : « أو كيست ونامش چيست ؟ » گفتم : « محمد است . » گفتند : « أو پيغمبر ماست كه تو در جست‌وجويش هستى . » سپس شرايع اورا از آن‌ها پرسيدم ، آن‌ها مرا آگاه ساختند . به آن‌ها گفتم : « من مىدانم كه محمد پيغمبر است ، ولى نمىدانم أو همين كسى است كه شما معرفيش مىكنيد يا نه ؟ شما محل اورا به من نشان دهيد تا نزدش روم واز نشانه‌ها ودليل‌هايى كه مىدانم از أو بپرسم واگر همان كسى بود كه اورا مىجويم ، به أو ايمان آورم . » گفتند : « أو وفات كرده است صلى الله عليه وآله . » گفتم : « جانشين ووصى أو كيست ؟ » گفتند : « أبو بكر است . »
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 428 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية