تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
هامش
- در بحر المصائب از مفتاح البكا منقول است كه در حال ورود أهل بيت رسول محمود به شام محنت انجام جناب زينب خاتون سلام اللَّه عليها فضهء خادمه را در طلب شمر بفرستاد . شمر بيامد وگفت : « اى دختر على ! چه حاجت دارى ؟ » فرمود : « به پاس آن قرابت كه تو را از طرف مادر با عباس است ، به آن كس كه موكل بر پسر برادرم علىبن الحسين عليهم السلام زين‌العابدين هست ، امر كن أو را مضروب ندارد ؛ « فإنّه مريض عليل ، وغليل فوق البعير الضّئيل » ؛ چه آن حضرت رنجور وعليل وتشنه بر فراز شترى نزار سوار است . » « ثمّ قل لحامل رأس أخي الحسين أن يخرجه من بين المحامل ، لأنّ بنته سكينة كلّما نظرت إليه تصرخ صراخاً تكاد أن تهلك وتموت من كثرة حزنها وشجوها لأبيها ، ثمّ مرّ بنا من مكانٍ قليل النّظّارة وبعيد الشّمّاتة » . « ديگر اين كه با حامل اين سر مبارك برادرم حسين عليه السلام بگو تا از ما بين محامل بيرون برود ، چه دخترش سكينه را هر وقت نظر به آن سر افتد ، چنان ناله بر كشد كه نزديك به هلاكت رسد واز كثرت ذلت وزارى بر پدر بميرد . ديگر اين كه فرمان كن تا ما را از مكاني خلوت حركت دهند كه اين چند گرفتار ديدار اشقيا ونكوهش اعدا نباشيم . » شمر ملعون همان پاسخ كه جناب ام‌كلثوم بگذاشت ، به آن حضرت نيز به عرض رساند وآن حضرت نداى : وا أخاه ! وا ضيعتاه ! بر كشيد وسر مبارك را چنان بر چوبه محمل بزد كه خون از آن جارى گشت . ونيز روايت كند كه در آن حال سر پر خون امام عليه السلام را كه بر نيزه‌اى بس بلند برافراخته بودند ، از برابر جناب زينب خاتون عليها السلام بگذراندند . آن مظلومه بگريست وبه ناله كلماتي سوزناك بگذاشت . اما راقم حروف ، اين خبر را چندان موثق نمىداند ، چه اين كردار وجريان خون چنان كه در كتب معتبره مروى است ، در زمان ورود به كوفه است ونيز از پاره اى ألفاظ هم مشهود مىشود كه از لسان أهل بيت تراوش ندارد وهم مراتب مناعت وغيرت ايشان از تكلم به پاره اى كلمات با أمثال شمر ملعون منافى است وخداى به حقيقت اعلم است ؛ نعوذ باللَّه من هفوات اللّسان في كلّ ساعة وآن . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت زينب كبرى عليها السلام ، 2 / 364 - 365