هامش
- فضّه خاتون مىفرمايد : چون به خيام حرم نزديك شدم ، صداى گريه وناله زينب را بشنيدم . عرض كردم : « اى سيّدهء من ! اگرچه حق دارى ، اما از چه اين گريه واضطراب كنى ؟ چه من شير را بياوردم . »
زينب سلام اللَّه عليها هردو دست مبارك بر فرق خويش بزد وفرمود : « اى فضّه ! دير رسيدى . همانا بنىاميّه أسب بر بدن برادرم براندند واعضا وجوارح شريفش درهم كوفتند وپايمال سم ستوران ساختند . »
پس آن شير بيامد ودستهاى خود را بر بالاى جسد مطهر امام عليه السلام حمايل كرد . چون سواران بيامدند ونظر ايشان بر آن شير افتاد ، جرأت آن جسارت نكردند . پسر سعد ملعون گفت : « اين فتنه را آشكار مسازيد كه أسباب مزيد اعتقاد دوستان حسين مىشود وپراكنده شويد ! »
پس متفرق شدند .
راقم حروف گويد : در اين خبر بىنظر نشايد بود . چه اولًا از زيارة مفجعه واخبار معتبره چنان برمىآيد كه آن جماعت شقاوت آيت به اين جسارت مبادرت كردهاند ، وأسب بر بدن مباركش تاختهاند . ديگر اين كه اگر شيرى حاضر بودى ووجودش به حراست به كار افتادى ، چگونه جناب زينب خاتون سلام اللَّه عليها خود ابتدأ نفرمودى وفضّه خاتون يادآورد شدى ؟
واگر عرض كردى وآوردند ، از چه بايد چنين كرامتي بزرگ در محل خود كارگر نيفتد ووقتي برسد كه كار از كار بگذشته باشد .
ديگر اينكه ، اگر شيرى هم بيامدى كه عبارت از نوع همين حيوان مفترس است ، چگونه توانستى آن گروه شقاوت پژوه را كه هريك چون شيرى دژآهنگ وپلنگى تيزچنگ بودند وبا چون امام حسين وعباس وعلى أكبر وشجعان أصحاب آن حضرت عليه السلام جنگجوى مىشدند ، مانع ودافع شدى .
ونيز اگر بيامد ودست حمايل كرد وآن جماعت را از انديشهء آن جسارت باز داشت ، پس اخبار أغلب كتب معتبره وورود كلمات زيارة مفجعه در وجود اين امر چيست ؟ اگرچه پاره از علماى اخبار براي جمع ما بين اين دو خبر دقتى كردهاند وگفتهاند : « ممكن است كه براي صحت جمع ما بين اين دو خبر چنان گوييم كه آنجماعت خبيث دو مرتبه به آن اراده رفتند . دفعه اوّل ميسر شد ودفعه ثاني ميسر نشد . چه شير مانع شد . »
وهم در بحار الأنوار در حديثي طويل مىگويد : « آن شير هرشب بيامدى وبر آن كشتگان ناله وندبه كردى وچون روشنى روز نمودار مىشد ، به منزل خود مراجعت مىگرفت ؛ إلى آخر الخبر . مع ذلك دقتنظر لازم است ، ونيز اگر در آن روز آن بدن مبارك را آنگونه در سم ستور سحق كرده بودند ، ديگر آهنگ ساربان وديگران را چه مقام بودى ؟ »
وممكن است مقصود از تاختن أسب آن باشد كه رعايت حشمت آن حضرت را نمىكردند وحضرتش را به مرد ومركب در مىسپردند واز آن جمله بر آن حضرت زحمت مىآوردند .
ديگر آنكه در أغلب اخبار وارد است ، بعد از شهادت آن حضرت خيام مباركه را آتش زدند . چگونه فضّه خاتون گويد : « صداى زينب سلام اللَّه عليها را از ميان خيام بشنيدم ؟ » -