هامش
- خويش اطمينان يافته بودم . به منزل خويش بازگشتم وشب را به سر بردم وروز بعد وقتي لختى از روز گذشت ، پيش أمير مؤمنان رفتم ومدتى در حضور وى نشستم . مىخواستم گفتهها را در خلوت با وى بگويم . نشستنم طول كشيد وپيوسته مردم بيشتر مىشدند . نزديك رفتم وپشت سرش نشستم . گوش به من فرا داد كه آن چه را از خريت شنيده بودم وبا وى گفته بودم ، با سخنانى كه ميان من وعمو زاده اش رفته بود با وى بگفتم .
گفت : « ولش كن . اگر به حق تسليم شد وبدان رو كرد ، اين را رعايت كنيم . واگر اصرار كرد ، رهايش نكنيم . »
گفتم : « اى أمير مؤمنان ، چرا هماكنون أو را نمىگيرى كه پيمان بگيرى يا بدارى . »
گفت : « اگر با همهء كساني كه از آنها بدگمانيم چنين كنيم ، زندانهايمان از آنها پر شود . رأى من اين است كه دستگيرى وحبس وكيفرشان وقتي بايد كه مخالفت ما را علني كنند . »
گويد : خاموش ماندم وكنار نشستم وبا قوم ببودم . مدتي چندان كه خدا مىخواست گذشت . به من گفت : « نزديك من آي . »
بدو نزديك شدم . آهسته به من گفت : « به خانهء اين مرد برو ببين چه مىكند ، كه هر روز پيش از اين وقت به نزد من آمده بود . »
سوى خانهء خريت رفتم . در خانهء وى از جماعت كس نبود . بر در خانههاى ديگر كه ياران وى منزل داشتند ، بانگ زدم . هيچ كس نبود . بازگشتم وچون على مرا ديد ، گفت : « ماندهاند وايمنند ، يا ترسيده اند ورفتهاند ؟ »
گفتم : « رفتهاند ومخالفت آشكار كردهاند . »
گفت : « چنين كردهاند ! خدا لعنتشان كند ، چنان كه قوم ثمود را لعنت كرد . اگر نيزهها را به طرف آنها بالا برم وشمشيرها را به سرهايشان ريزم ، پشيمان مىشوند . اكنون شيطان به هوسشان انداخته وگمراهشان كرده . فردا از آنها بيزارى مىكند ورهاشان مىكند . »
گويد : زياد بن خصفه برخاست وگفت : « اى أمير مؤمنان ، اگر زيان فقط جدايى آنان بود ، چندان مهم نبود كه تأسف خوريم كه اگر با ما بودند جمع ما را چندان نمىافزودند . از رفتنشان نيز شمار ما كاستى بسيار نمىگيرد . اما بيم آن هست كه جمع بسيار از مردم مطيع ترا كه پيش وى مىروند ، به تباهى كشاند . به من اجازه بده كه دنبالشان كنم وان شاء اللَّه آنها را سوى تو بازگردانم . »
على گفت : « مىدانى كجا رفته اند ؟ »
گفت : « نه ، مىروم ومىپرسم وبه دنبالشان مىروم . »
گفت : « خدايت رحمت كند . برو ونزديك دير أبو موسى فرود آي . از آن جا مرو تا دستور من بيايد ، كه اگر آنها آشكارا وبه جمع رفته باشند ، عاملان من برايم خواهند نوشت ، واگر پراكنده ونهاني رفته باشند ، -