تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 1154

مساهمون:

ص١١٥٤
هامش
- يارى ايشان به مسجد آمده بود . ودر آن شب حجربن‌عدى در مسجد بود . ناگاه شنيد كه أشعث مىگويد : « اى ابن‌ملجم ! زود باش وحاجت خود را برآور كه چون صبح طالع شود رسوا مىشوى . » چون حجر اين سخن را شنيد ، غرض ايشان را فهميد وبه أشعث لعين گفت : « اى أعور ملعون ! ارادهء كشتن على دارى ؟ » وبه جانب خانهء آن حضرت دويد كه آن حضرت را خبر كند . قضا را آن حضرت از راه ديگر رفته بود . چون به مسجد برگشت ، شنيد كه مردم مىگويند : « أمير المؤمنين كشته شد . » مجلسي ، جلاء العيون ، / 321 - 324 محمد بن الحنفية گفت : چون شب بيستم ماه مبارك رمضان شد ، اثر زهر به قدم‌هاى مبارك پدرم رسيد . در آن شب نماز نشسته مىكرد . به ما وصيت ها مىفرمود وتسلى مىداد ، تا آن كه صبح طالع شد . پس مردم را رخصت داد كه به خدمت آن حضرت مىآمدند وسلام مىكردند . جواب سلام ايشان را مىفرمود ومىگفت : « أيها الناس ! از من سؤال كنيد ، پيش از آن كه مرا نيابيد ، وسؤال‌هاى خود را سبك گردانيد براي مصيبت امام شما . » پس مردم خروش برآوردند . حجربن‌عدى برخاست ، شعري چند در مصيبت آن‌حضرت خواند . چون ساكت شد ، حضرت فرمود : « چگونه خواهد بود حال تو در هنگامى كه تو را طلبند وتكليف نمايند ، كه بيزارى جويى از من ؟ » حجر گفت : « به خدا سوگند يا أمير المؤمنين كه اگر مرا به شمشير پاره پاره كنند وبه آتش بسوزانند ، از تو بيزارى نجويم . » حضرت فرمود : « براي هر چيز توفيق يافته‌اى . اى حجر ! خدا تو را جزاى خير دهد از جانب اهل‌بيت پيغمبر خود . » پس شربتى از شير طلبيد وتناول نمود ، فرمود كه : « اين آخر روزى من است از دنيا . » مجلسي ، جلاء العيون ، / 347 - 348 وبه روايت محمد بن‌حنفيه : شب بيستم ، خواب به‌چشم آن‌حضرت در نرفت ونشسته نماز همى گذاشت . وبامدادان بار داد تا مردمان درآمدند وفرمود : « أيّها النّاس ! سلوني قبل أن تفقدوني » . يعنى : « بپرسيد از من ، از آن‌پيش كه مرا در نيابيد . وسؤال‌هاى خود را سبك كنيد ، براي مصيبت‌امام خود . » مردم خروش برآوردند وسخت بناليدند . حجر بن‌عدى برخاست وشعري چند در مصيبت آن‌حضرت انشاد كرد . أمير المؤمنين عليه السلام فرمود : « اى حجر ! چون باشد حال تو ، گاهى كه تو را با برائت از من فرمان كنند ؟ » عرض كرد : « سوگند با خداى ، اگر مرا با شمشير پاره پاره كنند وبا آتش عذاب فرمايند ، از تو بيزارى نجويم . » -
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 1154 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية