تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 935

مساهمون:

ص٩٣٥
ثمّ قال مسلم بن عوسجة : واللَّه لأكسرنّ في صدورهم رمحي ، ولأضربنّ أعناقهم بسيفي حتّى ألقى اللَّه عزّ وجلّ ، ليعلم اللَّه أنّا قد حفظنا عترة رسوله ، فلو اقتل ثمّ أحيى حتّى سبعين مرّة ما نفارقك ، ثمّ قال زهير بن القين نحوه ، ثمّ تكلّم كلّ واحد من أصحابه بكلام يشبه بعضه بعضاً ، وقالوا : أنفسنا لنفسك الفداء ، فإن قُتلنا قضينا ما علينا من واجب حقّكم . القندوزي ، ينابيع المودّة ، / 342
هامش
- گمان ديگر در حق اين جماعت داشتم وايشان را در طريق أطاعت ومتابعت مىانگاشتم . اكنون آن پندار ديگر گونه صورت بست . لاجرم ذمت شما را از حمل عهد وبيعت خود سبكبار ساختم وشما را رخصت كردم تا به هر جانب كه خواهيد ، كوچ دهيد . اكنون كه سياهى شب جهان را در پردهء خويش در افكنده ، آن را شترى به دست كنيد ودست يك تن از أهل بيت مرا فرا گيريد ودر بلاد وأمصار 3 پراكنده شويد . همانا اين جماعت مرا مىجويند ؛ چون مرا دست يازند ، به غير من نپردازند . » پاسخ أهل بيت حسين عليه السلام را چون أبو عبداللَّه عليه السلام سخن به اين جا آورد ، فرزندان وبرادران وبرادرزادگان وپسرهاى عبداللَّه آغاز سخن كردند وگفتند : « لا واللَّه ! ما به اين كار گردن ننهيم وبعد از تو زندگانى نخواهيم . » لا أرانا اللَّه ذلك أبداً . خداوند ما را هرگز به اين ناستوده كردار ديدار نكند . » نخستين عباس بن علي بن أبي طالب عليهم السلام آغاز سخن كرد ولختى به اين منوال بپرداخت . پاسخ أصحاب به حضرت حسين عليه السلام اين وقت مسلم بن عوسجة برخاست ، [ متن عربى به ارشاد ارجاع شد ] . عرض كرد : « يا بن رسول اللَّه ! آيا ما آن كس باشيم كه دست از تو بازداريم ؟ پس با كدام حجت در حضرت إله اداى حق تو را عذرخواه باشيم ؟ لا واللَّه ، ما همچنان پا برجاييم تا سينهء معادى را دستخوش نيزه خطى فرماييم واندام اعدا را نيام شمشير مشرفى سازيم واگر ما را سلاح جنگ نباشد ، به زخم سنگ قتال خواهيم داد ، سوگند با خداى كه ما از خدمت تو به يك سوى نشويم تا در حضرت حق مورد طعن ودق نگرديم ومردمان بدانند كه ما در خدمت تو ، غيبت رسول خداى را نگران بوديم ، سوگند با خداى اگر بدانم كشته مىشوم ، آن‌گاه زنده مىگردم ، آن‌گاه مرا زنده مىسوزانند وخاكستر مرا بر باد مىدهند واين كردار را هفتاد كرت با من به كار مىبندند ، هرگز از تو جدا نخواهم شد تا گاهى كه در حضرت تو مرگ را ملاقاة كنم . همانا اين شهادت كرة واحده هلاكتى است واز پس آن جاودانه كرامتي است كه هرگز به نهايت نخواهد شد . 1 . نيايش : دعا با تضرع وزارى . 2 . معضلات : مشكلات . 3 . أمصار ، جمع مصر : شهر . سپهر ، ناسخ التّواريخ سيّدالشّهدا عليه السلام ، 2 / 204 - 207
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 935 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية