هامش
- نماييم وحال آن كه يك كشته شدن است وبعد از آن ، سعادت ابدى آخرت است كه نهايت ندارد . »
پس زُهَيْر بن قَيْن برخاست وگفت : « به خدا سوگند كه من راضيم كه هزار مرتبه كشته شوم وزنده شوم وباز كشته شوم وهزار جان را فداى تو وأهل بيت تو كنم . »
وساير آن سعادتمندان بر اين منوال سخن گفتند وحضرت ايشان را دعا كرد .
به روايت ديگر : حضرت در آن وقت ، جاهاى ايشان را در بهشت به ايشان نمود . حور وقصور ونعيم موفور خود را مشاهده كردند ويقين ايشان زيادة گرديد ، وبه آن سبب ألم نيزه وشمشير وتير بر ايشان نمىنمود وشربت شهادت بر ايشان گوارا بود .
از حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام منقول است كه چون لشكر مخالف حضرت سيدشهدا را احاطه كردند ، حضرت ؛ أصحاب خود را جمع كرد وفرمود : « من بيعت خودرا بر شما حلال كردم . اگر خواهيد به قبايل وعشاير خود ملحق شويد ! وبا أهل بيت وخويشان خود گفت : « شما را نيز مرخّص گردانيدم . شما تاب مقاومت اين گروه بىشمار را نداريد . »
پس جمعى از منافقان ومردم ضعيف الايمان مفارقت آن حضرت را بر سعادت ابدى اختيار كردند وپراكنده شدند . أهل بيت وخويشان وخواص أصحاب آن حضرت كه به قوت ايمان ويقين از عالميان ممتاز بودند ، گفتند : « ما از تو مفارقت نمىنماييم ودر حزن واندوه ومحنت وبلا با تو شريكيم ، وقرب خدا را منوط به خدمت تو مىدانيم . »
حضرت فرمود : « چون بر خود قرار داديد ، آن چه من بر خود قرار دادهام ، پس بدانيد كه حق تعالى منازل شريفه ودرجات رفيعه را نمىبخشد ، مگر به كسى كه در راه أو متحمّل مكاره عظيمه وشدايد مؤلمه گردد . بدانيد كه تلخ وشيرين دنياي فانى نظر به دار باقي مانند خوابى است كه كسى بيند وبيدار شود ، وفايز ورستگار كسى است كه در آخرت فايز ورستگار گردد . شقى وبدبخت كسى است كه نعيم باقي آخرت را از دست بدهد .
مجلسي ، جلاءالعيون ، / 649 - 651
واز اين سوى حسين عليه السلام نيز به معسكر خويش باز شد ومكشوف افتاد كه اين مخاصمت به مسالمت نخواهد پيوست ، پس أصحاب خويش را طلب فرمود ودر ميان ايشان ايستاده شد . سيد سجاد عليه السلام حديث مىكند كه : « من با شدت مرض نزديك شدم تا گوش دارم چه فرمايد . »
[ متن عربى كلام امام عليه السلام به ارشاد وتاريخ طبري ارجاع شد ] .
زين العابدين عليه السلام مىفرمايد : شنيدم كه پدر من در ميان أصحاب ، خداى را به سپاس بستود وبه نيايش 1 ستايش فرمود . آن گاه گفت : « اى پروردگار من ! سپاس مىگذارم تو را كه ما را به تشريف نبوت تكريم فرمودى ومرموزات قرآن را تعليم نمودى ومعضلات 2 دين را مفهوم داشتى وما را گوش شنوا وديدهء بينا ودل دانا كرامت كردى ، پس در شمار سپاس گزاران آور . همانا من أصحابي وفاكيشتر از أصحاب خود وأهل بيتي نيكوكارتر از أهل بيت خود ندانم . خداوند شما را جزاى خير دهاد ! دانسته باشيد كه من -