ابن الحجّاج : أتدرون مَنْ تقاتلون ؟ لا يبرز إليهم منكم أحد . « 1 »
السّماوي ، إبصار العين ، / 88
وبرز وهو يقول :
إن تنكروني فأنا ابن الجمليّ * ديني على دين حسين وعليّ
إن اقتل اليوم فهذا أملي * فذاك رأيي وألاقي عملي
فقال له مزاحم بن حريث : أنا على دين عثمان ، فقال له نافع : أنت على دين الشّيطان .
هامش
( 1 ) - هشام بن محمد ، از قول ابىمخنف گفت كه يحيى بن هانى بن عروة ، برايم باز گفت كه هلالبن نافع ، روز عاشورا مىجنگيد ومىسرود :« من ابن هلال بجلى * دين من دين على »مردى به نام مزاحم بن حريث ، جلوى أو رفت وگفت : « من بر دين عثمانم . »
به أو گفت : « تو بر دين شيطانى . »
بهاو حمله كرد وأو را كشت . عمرو بن حجاج ، به مردم فرياد زد : « اى احمقان ! مىدانيد با كه مىجنگيد ؟ اينها پهلوانان كوفهاند واز جان گذشته . مبادا تنها بهميدان آنها برويد ! اينها اندكى هستند وكمي مىمانند . به خدا اگر سنگ هم بر آنها بپرانيد آنها را خواهيد كشت . »
عمر بن سعد گفت : « راست گويد ، نظر أو درست است . »
به مردم اعلام كرد كه تن به تن با آنها مبارزه نكنند .
در روايت است كه چون عمرو بن حجاج ، نزديك ياران حسين آمد . مىگفت : « اى أهل كوفه ! به شنوايى وجماعت خود بچسبيد وشك نداشته باشيد در كشتن كسى كه از دين برگشته ومخالفت امام كرده . »
حسين فرمود : « اى عمرو بن حجاج ! مردم را بر من مىشورانى ؟ ما از دين بيرونيم وشما دينداريد ؟ به خدا وقتي مُرديد با اين كارهاى خود ، مىدانيد كه كي از دين بيرون رفته وكي مستحق دوزخ است . »
عمرو بن حجاج از سوى فرات ، با ميمنهء عمر بن سعد به ميمنهء أصحاب حسين عليه السلام يورش برد وساعتي درهم ريختند ومسلم بن عوسجهء اسدى از أصحاب حسين ، أول بار به خاك افتاد . عمرو بن حجاج ويارانش برگشتند ( ق ) .
مسلم بن عوسجة در كوفه وكيل مسلم بن عقيل بود ؛ وجوه را تحويل مىگرفت واسلحه مىخريد وبيعت مىگرفت . در كربلا نبرد سختى كرد واين رجز مىخواند :« اگر پرسيد از من پهلوانم * ز صدربن أسد شد خاندام
ستمگرهاى ما از راه دورند * به جبار صمد كافر بدانم »در كشتار دشمنان ، مبالغهء فراوان كرد وبر هراس لشگريان شكيبايى نمود تا بر زمين افتاد .
كمره اى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 120