تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 1097

مساهمون:

ص١٠٩٧

صحبته مع العبّاس عليه السلام عند أمره أخيه الحسين عليه السلام بطلب الماء

وجاء كتاب ابن زياد إلى عمر بن سعد : أن حُلْ بين حسين وأصحابه وبين الماء ، فلا يذوقوا منه قطرة كما صنع بالتّقيّ الزّكيّ المظلوم ، فبعث خمسمائة فارس ، فنزلوا على الشّريعة وحالوا بين الحسين وأصحابه ومنعوهم أن يستقوا منه وذلك قبل قتل الحسين بثلاثة أيّام ، وناداه عبداللَّه بن حصين الأزديّ : يا حسين ألا تنظر إلى الماء كأ نّه كبد
هامش
- كه جدت رسول خدا نتوانست مهر خود را به همهء مردم بچشاند وهرچه را خواهد ، بدان ها كار فرمايد . در ميان آن‌ها كج‌دلانى بودند كه وعدهء ياريش مىدادند ودر دل پيمان‌شكنى مىنهادند . شيرين‌تر از عسل با أو برخورد مىكردند ودر پشت سر از حنظل تلخ‌تر بودند تا خدا جانش را گرفت ، وپدرت على هم چنين بود . يك دسته اى در يارى أو متحد شدند وبا ناكثان وقاسطان ومارقان جنگيدند تا مرگش در رسيد وبه رضوان خلد گراييد . امروز هم نزد ما مانند همان روز است ؛ هر كس پيمان شكند وبيعت وانهد ، جز به خود زيان نرساند وخدا ما را از أو بىنياز كند . تو با رشد وعافيت ما را هر جا خواهى ببر ، در مشرق باشد يا در مغرب . به خدا ما از مقدرات خدا هراس نداريم ولقاى پروردگار خود را بد نداريم وبر قصد وبينايى خود به جاييم وبا دوستان تو دوستيم وبا دشمنانت دشمنيم . » سپس برير از جا جست وگفت : « به خدا يا بن رسول اللَّه ! خدا به تو بر ما منت نهاد كه پيش رويت پاره پاره شويم وروز قيامت جدت شفيع ما گردد . مردمى كه زادهء دختر پيغمبر خود را از دست دادند ، رستگار نشوند . أف بر آن‌ها ! فرداى قيامت چه خواهند ديد ، در دوزخ نالهء واويلا دارند . » گويد : حسين فرزندان وبرادران وخاندانش را دور خود جمع كرد وساعتي گريست وسپس فرمود : « بار خدايا ! ما عترت پيغمبريم ، بيرونمان كردند وراندند واز حرم جدمان دور كردند . بنى أمية بر ما ستم كردند . بارخدايا ! حق ما را بگير وما را بر قوم ستمكار نصرت ده . » گويد : از آن‌جا كوچ كرد وروز چهارشنبه يا پنجشنبه به كربلا رسيد . در دوم محرم سال شصت ويك ، رو به اصحابش كرد وفرمود : « مردم دنياپرستند ودين سر زبان آن‌هاست وتا زندگى آن‌ها را بگرداند ، آن را نگهدارند وچون به بوتهء امتحان درآيند ، دينداران كم هستند . » سپس فرمود : « اين‌جا كربلاست ؟ » گفتند : « آرى يا بن رسول اللَّه . » فرمود : « اين جا كرب وبلاست . اين‌جا خوابگاه شتران ما ، بارانداز ما ، كشتارگاه مردان ما ، خونريزگاه ماست . » گويد : در آن‌جا منزل كردند وحر آمد ودر برابر حسين با هزار سوار جا گرفت وخبر نزول حسين را در كربلا به ابن زياد نوشت . كمره اى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 91 - 92