تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 987

مساهمون:

ص٩٨٧
إذ سمّتك الحرّ ، فأنت حرّ في الدّنيا وفي الآخرة . ثمّ بكى ، وجعل يقول : لنعم الحرّ « 1 » . وفي رياض الشّهادة ومصائب الأبرار ، ما لفظه : ودر كيفيت محاربهء حر نوشته‌اند كه أول ، صفوان بن حنظله را كه از شجاعان روزگار بود به طعن نيزه به أسفل درك جحيم فرستاد وبعد از أو سه برادر أو را نيز به أو ملحق ساخت ونزد حضرت آمد وعرض كرد : « يا بن رسول اللَّه ! أرضيت عنّي ؟ » حضرت فرمود : « خدا از تو راضى باد . » بار ديگر رو به ميدان نهاد وچهل نفر نامرد را به درك فرستاد ، أسب أو را پى كردند ، پس حضرت أسب به جهت أو فرستاد ، پس بر آن أسب سوار شد وپس از محاربهء بسيار وكشتار بىشمار خواست بار ديگر به خدمت حضرت آيد كه صداى هاتفى را شنيد كه گفت : « اى حر ! برگرد ، كه حوريان منتظر مقدم تواند . » پس از همان جا روى خود را به امام شهيد نموده ، عرض كرد : « يا بن رسول اللَّه ! نزد جدت مىروم ، اگر پيغامى دارى بفرما . » حضرت فرمود : « خدا تو را بيامرزد ، اينك ما هم از عقب تو مىآييم . » پس حر خود بر لشگر مخالف زد وآن‌قدر جنگ كرد كه نيزهء أو ريز ريز شد ، پس شمشير از نيام كشيد ودر آن درياى لشگر غوطه‌ور گرديد وآن‌قدر از آن بدبختان به خاك هلاك انداخت كه نزديك شد آن قوم بىدين متفرق شوند ، شمر حرام‌زاده بانگ بر ايشان زد كه : « به يك بار بر أو حمله كنيد . » پس به يك بار دور أو را گرفتند ، ملعونى نيزه بر سينهء حر زد كه از هم بشكافت ، حر از أسب درغلطيد ، ألا لعنة اللَّه على القوم الظّالمين . « 2 »
هامش
( 1 ) - نور العين للأسفرائينيّ ، ص 21 ، وتأتي تتمّة الأبيات في الفصل السّادس ، ص 146 . ( 2 ) - رياض الشّهادة ، ج 2 ، ص 121 - 122 باختصار ، وإليك التّرجمة :
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 987 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية