تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 942

مساهمون:

ص٩٤٢
ثمّ ضرب فرسه ولكزه برجليه وأومى إلى ولده بكير أن كن على أثري ، فأتى إلى الحسين عليه السلام واعتذر وقال : هل من توبة ؟ قال عليه السلام : نعم ، يتوب اللَّه عليك ، ففرح به ، وقال عليه السلام : من هذا الغلام ؟ قال : سيّدي ! هذا ولدي ، فقال عليه السلام : جزاكم اللَّه عنّي خيراً ،
هامش
- شاد باش اى حر ! به وصول خير . روى باز پس كردم ، هيچ كس نديدم ، با خود گفتم : سوگند با خداى اين بشارت نيست ؛ چه من به مقاتلت پسر پيغمبر مىروم ودر خاطر نداشتم كه به حضرت تو انابت خواهيم جست . اكنون آن سخن راست آمد كه اصابهء خير نمودم . يا بن رسول اللَّه ! أول كس من بودم كه بر تو بيرون شدم . أجازت فرماى تا أول كس من باشم كه در راه تو جان بازم وفرداى قيامت أول كس باشم كه با رسول خداى مصافحت آغازم . » وحر از اين سخن همى خواست كه پيشرو سرهنگان ونخستين مبارزان باشد ؛ چه از اين پيش جماعتى مجروح ومطروح افتادند . بالجملة ، حسين عليه السلام اورا رخصت مناجزت فرمود . سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 2 / 260 جمال الدين محدث كه از ثقات 1 أهل سنت وجماعت است ، در كتاب « روضة الأحباب » مىنويسد : چون حر آهنگ جنگ فرمود ، برادرش مصعب بن يزيد رياحى كه هنوز در ميان لشگر ابن‌سعد بود ، اين ارجوزهء حر را بشنيد وأسب برانگيخت . كوفيان چنان دانستند كه به مبارزت برادر مىتازد . چون راه نزديك كرد ، حر را ترحيب وترجيب 2 فرستاد وندا در داد كه : « اى برادر ! مرا از مطمورهء غوايت 3 به شاهراه هدايت دلالت فرمودى . اينك از در توبت وانابت آمده‌ام . » حر أو را به حضرت حسين عليه السلام آورد تا تائب گشت ودر ميان أصحاب بر صف شد . 1 . ثقات : مردمان مورد اطمينان . 2 . ترحيب : جا باز كردن ومرحبا گفتن . ترجيب : بزرگ شمردن . 3 . مطموره : سياه چاه . غوايت : هلاكت ، گمراهى . سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 2 / 261 بالجملة در حديث معهود مذكور است ، از آن پس كه سيدالشهدا مناشده وآن كلمات به پاى برد وباز نمود كه خداى را بر اين جماعت كه پسر پيغمبر خود را مىكشند ، با اين كه بر مراتب أو آگاهند ، خشم وغضب شديد گشته . حربن يزيد أسب بزد واز لشگر پسر سعد بيرون تاخت وبه جانب سپاه امام حسين بشتافت . در آن حال كه دست خود بر سر نهاده ، همى عرض كرد : « اى خداى ! به حضرت تو بازگشت وانابت جويم . پس بپذير توبت مرا ، چه من قلوب اولياى تو وجگرگوشگان پيغمبر تو را در رعب وبيم افكندم . » آن‌گاه به حضرت امام حسين عرض كرد : « اى فرزند رسول خداى ! آيا توبت من پذيرفته است ؟ » فرمود : « آرى ، خداوند توبت تو را پذيرفتار گرديد . » عرض كرد : « يا بن رسول اللَّه ! آيا مرا رخصت عنايت فرمايى تا از طرف تو به مقاتلت شتابم ؟ » پس آن حضرت أو را أجازت داد . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 2 / 113 - 114
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 942 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية