فنزل الحسين بكربلاء مع أنّ الحرّ انتقل آخر الأمر إلى صفّ الحسين رضي الله عنه لمّا لم يجيبوا الحسين إلى شيء ممّا خيّرهم فيه ، وقُتل مع الحسين رضي الله عنه .
السّمهودي ، جواهر العقدين ، / 408
قال : فسار الحسين عليه السلام والحرّ يسايره حتّى انتهى إلى قصر بني مقاتل ، وإذا بفسطاط مضروب ، فقال عليه السلام : لمن هذا الفسطاط ؟ فقيل : لرجل يقطع الطّريق ، فأرسل الحسين
هامش
- هجده هزار مرد دست به دست مسلم بن عقيل داده وبه بيعت من درآمدند ، نقض پيمان نموده ومسلم را تنها گذاشتند تا به تيغ ستم كشته شد وچون صورت بىوفايى ايشان مشاهده گشت ، خواستم كه بازگردم . حر بن يزيد رياحى نگذاشت واز من مفارقت نكرد تا مرا در اين منزل فرود آورد . »
بعد از آن قرة را فرمودند كه : « ابنسعد را بگوى كه اكنون بايد كه قرابت قريبه كه ميان ما وتو است ملاحظه كنى ومرا بگذارى تا به وطن مألوف مراجعت نمايم . »
قرة جواب امام حسين رضي الله عنه را به ابنسعد رسانيد . ابنسعد گفت : « الحمد اللَّه ، واللَّه كه اميدوارم كه ميان من وامام حسين رضي الله عنه مقابله ومقاتله واقع نشود . » ميرخواند ، روضة الصفا ، 3 / 143 - 144
تا به موضعي رسيدند كه موسوم است به كربلا واز آنجا گذشته ميل به نينوا كردند . در آن اثنا شترسوارى رسيده ومكتوبى از جانب ابنزياد به حربن يزيد رسانيد . مضمون آن كه چون اين نوشته به تو رسد ، به هر منزل كه رسيده باشى حسين را آنجا فرود آر وأو را در موضعي موقوف دار كه از آب وگياه دور باشد وحر آن مكتوب شوم را به امام حسين رضي الله عنه نموده وگفت : « از امتثال اين مثال چارهاى نيست ودر همين منزل فرود بايد آمد . »
هر چند آن حضرت از حر التماس فرمود كه تجويز نمايد كه در يكى از دو قريه كه قريب به كربلا بود نزول فرمايند ، به جايى نرسيد . لاجرم هم در آن موضع كه مهبط آثار كرب وبلا بود ، منزل گزيدند وبه روايتي كه در « روضة الشهدا » مسطور است كه چون آن شهسوار فضاى امامت به كربلا رسيد ، أسب آن حضرت از رفتار باز ايستاد وامام حسين رضي الله عنه پرسيد كه : « اين زمين چه نام دارد ؟ »
شخصي گفت : « ماريه . » فرمود كه : « شايد نام ديگر داشته باشد . » گفتند : « آرى ، اين موضع را كربلا نيز مىگويند . » امام حسين رضي الله عنه گفت : « اين زمين كرب وبلاست ومكان ريختن خونهاى ماست . » وهمان جا فرود آمده وفرمود تا خيام برافراشتند ودل بر قضاى ايزد تعالى نهادند .بار بگشاييد كاين جا خون ما خواهند ريخت * آب روى ما به خاك كربلا خواهند ريختخواندامير ، حبيب السير ، 2 / 48