هامش
- فحمد اللَّه وأثنى عليه وقال : « أمّا بعد ، أيّها النّاس ! فإنّكم إن تتّقوا اللَّه وتعرفوا الحقّ لأهله يكن أرضى للَّهعنكم ونحن أهل بيت محمّد صلى الله عليه وآله أولى بهذا الأمر عليكم من هؤلاء المدّعين ما ليس لهم ، والسّائرين فيكم بالجور والعدوان ، فإن أبيتم إلّاالكراهة لنا والجهل بحقّنا وكان رأيكم الآن غير الّذي أتتني به كتبكم وقدمت عليَّ به رسلكم ، انصرفت عنكم . »
پس از سپاس وستايش يزدان پاك ، فرمود : « اى مردم ! اگر از خداى بترسيد وسزاوار را از ناسزا بازشناسيد وبه رضاى خدا قضا كرده باشيد ، همانا ما اهلبيت محمد در امر خلافت وامامت أمت از اين جماعت كه دعوىدار اين منصباند ، اولاييم . چه ايشان را حقي ونصيبي در اين منصب نيست واينك در ميان شما كار به جور وستم همى كنند وبر طريق معاندت روند . هماكنون اگر مقدم ما را مكروه مىداريد وحق ما را مجهول مىخواهيد واز انفاذ 11 كتب وارسال رسل پشيمان گشته أيد ورأى خويش را در طلب كردن ما ديگرگون ساختهايد ، باكى نيست ، باز شويم . »
حر عرض كرد : « سوگند با خداى مرا از اين كتب ورسل آگهى نيست . »
فقال الحسين : « يا عقبة بن سمعان ! أخرج الخرجين اللذين فيهما كتبهم إليّ . »
لاجرم عقبة آن دو خرجين كه از كتب أهل كوفه آكنده بود ، بياورد ودر نزد حر بن يزيد رياحى بپراكند . حر گفت : « من از آن مردم نيستم كه اين مكاتيب كردهاند . مرا ابن زياد فرمان داد كه تو را پذيره شوم ودر هر مكانت ديدار كردم ، مفارقت نجويم تا گاهى كه به شهر كوفه درآيى وحاضر مجلس عبيداللَّه بن زياد شوى . »
فقال الحسين : « الموت أدنى إليك من ذلك ، ثمّ قال لأصحابه : قوموا فاركبوا . »
حسين عليه السلام در خشم شد وفرمود : « مرگ از اين انديشه با تو نزديكتر است . »
وأصحاب خود را فرمود : « برخيزيد وبرنشينيد وكوچ دهيد . »
أصحاب برخاستند وبر اسبها زين بستند وبرنشستند وببودند تا زنان وكودكان در محملها جاى كردند وطريق مراجعت پيش داشتند .
جلوگيرى حر از حضرت حسين عليه السلام
چون لختى راه بپيمودند ، لشگر حر بتاختند وبر سر راه ايشان صف راست كردند وطريق مراجعت را حاجز وحايل 12 شدند .
فقال الحسين للحرّ : « ثكلتك امّك ، ما تريد ؟ » فرمود : « مادر بر تو بگريد ، چه اراده دارى ؟ »
فقال له الحرّ : « أما لو غيرك من العرب يقولها لي وهو على مثل هذه الحال الّتي أنت عليها ، ما تركت ذكر امّه بالثّكل ، كائناً من كان ، ولكن واللَّه ما لي إلى ذكر امّك من سبيل إلّابأحسن ما نقدر عليه . »
حر گفت : « اگر جز تو كسى از عرب نام مادر من بر زبان آوردى ، هر آينه مادر أو را به سوگ وثكل 13 ياد كردمى ، هر كه مىخواهد باشد . لكن سوگند با خداى مادر تو را جز به بهترين وجهي كه بر آن دست دارم ياد نكنم . »