تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 829

مساهمون:

ص٨٢٩
هامش
- ثمّ قال : « أيّها النّاس ! إنّي لم آتكم حتّى أتتني كتبكم وقدمت عليَّ رسلكم : أن أقدم علينا فليس لنا إمام لعلّ اللَّه أن يجمعنا وإيّاكم على الهدى والحقّ ، فإن كنتم على ذلك ، فقد جئتكم فأعطوني ما أطمئنّ إليه من عهودكم ومواثيقكم ، وإن لم تفعلوا وكنتم لمقدمي كارهين ، انصرفت عنكم إلى المكان الّذي جئت منه إليكم . » فرمود : « اى مردم ! من به سوى شما سفر نكردم تا گاهى كه كتب شما متكاثر 2 گشت ورسل 3 شما متواتر شد كه ما را امام وپيشوايى نيست . واجب مىكند كه به سوى ما سفر كنى تا ما ادراك خدمت تو را بتوانيم . باشد كه حق از باطل وهدايت از غوايت 4 بازدانيم . لاجرم بار بربستم وبه سوى شما بشتافتم . اكنون اگر بر آن عهد وميثاق اتفاق داريد ، مرا مطئمن‌خاطر سازيد وآن مواثيق وعهود را استوار فرماييد واگر از آن‌چه گفتيد ونوشتيد ، ندامت مىداريد ومقدم 5 مرا مكروه مىشماريد ، باز شوم تا بدان‌جا كه بودم . » حر ولشگر أو از اين كلمات خيره بماندند ودر پاسخ به هيچ گونه سخن نكردند . گفت‌وگوى حضرت حسين عليه السلام با حربن يزيد بالجملة چون هنگام ظهر حسين عليه السلام از بهر نماز بيرون شد ، سلام دادم وجواب بستدم . فرمود : « چه كسى باشى ؟ » عرض كردم : « حربن يزيد رياحى . » فقال : « يا حرّ ! أعلينا أم لنا ؟ فقال الحرّ : واللَّه يا ابن رسول اللَّه ! لقد بعثت لقتالك وأعوذ باللَّه أن احشر من قبري ، وناصيتي مشدودة إليّ ويدي مغلولة إلى عنقي وأكبّ على حرّ وجهي في النّار . » ابوعبداللَّه فرمود : « اى حر ! آيا به مقاتلت ما آمده‌اى يا به نصرت ما ؟ » عرض كرد : « يا بن رسول اللَّه ! به مقاتلت شما مأمورم وبا خداى پناهنده‌ام از اين كه در قيامت مهار شده ودست به گردن بسته از قبر انگيخته شوم وبه روى در آتش دوزخ در روم . » آن‌گاه عرض كرد : « يا بن رسول اللَّه ! به كجا مىروى ؟ كشته مىشوى . صواب آن است كه به سوى حرم جدت مراجعت فرمايى . » آن گاه حسين عليه السلام فرزند خود على را فرمود : « برخيز واقامه بگوى . » وبا حر گفت : « اگر خواهى با لشگر خويش جداگانه صف راست مىكنى ونماز مىگذارى . » عرض كرد : « با تو اقتدا خواهم كرد ونماز خواهم گذاشت . » پس آن‌حضرت هر دو لشگر را امامت فرمود ونماز پيشين را به پاى آورد وبه سراپردهء خويش شتافت وأصحاب أو در حضرتش انجمن شدند وحر نيز به خيمه خويش دررفت وپانصد تن از سپاه أو در گرد أو انجمن 6 شدند وپانصد تن در صف خويش بپاييدند 7 وهر يك از لشگريان عنان أسب خويش را گرفته ودر ظل 8 أسب نشيمن ساختند . اين ببود تا هنگام نماز ديگر برسيد . حسين عليه السلام أصحاب خويش را فرمود تا بسيچ 9 راه كنند ومنادى را فرمود تا نماز عصر را انهاء 10 كند واقامه گويد وهمچنان نماز را به امامت هر دو لشگر گذاشت وچون سلام داد ، روى به جانب مردم آورد :