تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
من الحياة ، اليوم مات جدِّي رسول اللَّه صلى الله عليه وآله ، وامّي فاطمة الزّهراء ، وأبي عليّ ، وأخي الحسن ، يا بقيّة الماضين ، وثمال الباقين . فقال لها الحسين : يا أختي « لو ترك القطا لنام » . قالت : فإنّما تغتصب نفسك اغتصاباً ، فذاك أطول لحزني ، وأشجى لقلبي ، وخرّت مغشيّاً عليها ، فلم يزل يناشدها واحتملها حتّى أدخلها الخباء . « 1 » أبو الفرج ، مقاتل الطّالبيّين ، / 73
هامش
( 1 ) - أبو مخنف ازحارث‌بن كعب ازعلىبن الحسين عليهما السلام روايت كرده است كه فرمود : به خدا كه من در آن شب ، بيمار وبا پدرم نشسته بودم ووى مشغول اصلاح تيرهاى خود بود وجَوْن غلام وآزادشدهء أبو ذر غفارى نيز پيش رويش نشسته بود كه ناگاه پدرم مشغول خواندن اين اشعار شد : 1 . افّ بر تو اى روزگار كه چه بد دوستى هستى ، وچه اندازه در بامداد وشام 2 . ياران خود وبزرگان را كشته‌اى ، وروزگار به جايگير وبدل هم قناعت نكند 3 . وسررشتهء كار در اين‌باره به دست خداى بزرگ است وهر شخص زنده‌اى سرانجام به راهى كه من مىروم ، خواهد رفت . علي بن الحسين عليهما السلام‌فرمود : من خود اين اشعار را شنيدم واشكم جارى شد ونيز از ميان زنان تنها عمه‌ام بود كه آن‌ها را شنيد وبىتاب شده ، جامه‌اش را دريد ولطمه به صورت زد وبيتابانه با سر وروى باز ودامن‌كشان از خيمه بيرون شد وفرياد زد : « وا ثكلاه ، وا حزناه ، ليتَ الموت أعدمني الحياة » . « واي بر اين مصيبت ! واي بر اين اندوه ! اى كاش مرده بودم ! اى حسين من ! اى سرور من ! اى يادگار خاندان من ! مگر از زندگى خويش نا اميد گشته‌اى ؟ امروز روزى است كه جدم رسول خدا صلى الله عليه وآله ومادرم فاطمهء زهرا وپدرم على مرتضى وبرادرم حسن از دنيا رفتند . اى يادگار گذشتگان واى پناه بازماندگان . » حسين عليه السلام كه چنان ديد ( براي خاموش ساختن خواهر ) به أو فرمود : خواهرم ! « لو تُرك القطا لنام ؛ اگر مرغ سنگخوار را آسوده وبه حال خود گذارند ، مىخوابد . » 1 زينب عرض كرد : « با اين جمله كه گفتى ، معلوم مىشود تو تن به مرگ داده وخويشتن را بدان سپرده‌اى ! اين بيشتر اندوه مرا طولانى مىكند ودلم را بيشتر آتش مىزند . » وبه دنبال اين سخنان بيهوش شد وبر زمين افتاد . حسين عليه السلام شروع كرد اورا سوگند دادن ( وبه بردبارى سفارش كردن ) . آن‌گاه بغل زد واورا به درون خيمه برد . 1 . اين جمله مَثَلى از مَثَل‌هاى عرب است كه ميدانى شرح آن را در مجمع الأمثال ، ج 2 ، ص 123 نقل كرده ، وقطّا : مرغى
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 408 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية