تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢
هامش
حضرت اميرمؤمنان ( صلوات اللَّه عليه ) به پايان رفت ، در بيت المقدس بيامد وأقامت ورزيد وچون حسين عليه السلام شهيد گرديد ، با خداى عهد نهاد كه اگر كسى در طلب خون آن حضرت خروج نمايد ، ابن‌زياد را بكشد وگرنه كشته شود . واين ببود تا گاهى كه مختار در طلب‌خون فرزند رسول مختار ، ظهور نمود . شريك به خدمت أو پيوست وبا ابراهيم‌بن اشتر به محاربت مردم ابن‌زياد برفت وچون سپاه شام وعراق روى با روى آمدند ، شريك با ياران خود از مردم ربيعه بر خيل شام حمله از پس حمله همى آورد وصف‌ها از پى صف‌ها بر شكافت تا به ابن‌زياد پيوست . جنگ مغلوبه گشت ، خاك وخون درهم آغشت وگرد وغبار برخاست وجز صداى حديد به گوش نرسيد . چون مردمان متفرق شدند ، شريك وابن‌زياد را كشته يافتند . ابن‌اثير گويد : روايت صحيح همان است كه إبراهيم اشتر ابن‌زياد را بكشت وشريك همان است كه اين شعر گويد :« كلُّ عيش قد أراه باطلا * غير ذكر الرّمح في ظلّ الفرس »در بحار الأنوار مسطور است كه مهران غلام ابن‌زياد چون كشتهء ابن زياد را بديد ، همى بدو در نگريد وسوگند خورد كه بعد از وى ، هيچ طعام چرب را مأكول ندارد ؛ چه آن ملعون را بسيار دوست مىداشت . بالجملة ، چون سر ابن‌زياد را به حضور إبراهيم حاضر كردند ، از كمال سرور خداى را سجده نهاد وگفت : « سپاس خداوندى را كه قتل اين ملعون را به دست من مقرر فرمود . » وآن ملعون در شهر صفرالمظفر به قتل رسيد . پاره‌اى قتل اورا در روز عاشورا دانسته‌اند وشعبى گويند : « در روز عاشورا به سال شصت وهفتم بود . » پاره‌اى راويان اخبار گفته‌اند : « چون به قتل رسيد ، چهل سال وبه روايتي سى ونه سال روزگار برنهاده بود . » راقم حروف گويد : « چون آن مدت اندك يزيد پليد واين خبيث عنيد را بنگرند ، معلوم مىشود كه معنى « فقطع دابر القوم الّذين كفروا » چيست وزيان خصومت بر آل رسول ونوباوهء بتول سلام‌اللَّه عليهم با كيست ؟ » عمر بن شبّه مىگويد كه : أبو عمر بزاز گفت : « در خدمت إبراهيم حاضر بودم . گاهى كه در نهر الخازر جثهء ابن‌زياد را منكساً از دار بياويخته بود وهر دو خايه‌اش چون دو جُعَل مىنمود . » ودر اين جنگ ، جماعتى از أعيان وفرسان شام مثل حصين‌بن نمير سكونى وشرحبيل بن ذي الكلاع حميرى كه سفيان بن يزيد ازدى مىگفت : « من قاتل أو هستم » ، ابن حوشب ، غالب باهلى ، ورقاء بن عازب اسدى ، عبيداللَّه بن زهير سلمى وأبو أشرس بن عبداللَّه كه والى خراسان بود وبه قولي عبداللَّه بن اياس سلمى وجماعتى از سرداران وقوّاد سپاه شام ، به قتل درآمدند . -
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 552 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية