تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨
« 1 » قومٌ « 1 » إذا نودوا لدفعِ ملمّةٍ * والخيل بين مدعّسٍ ومكردس لبسوا القلوب على الدّروع واقبلوا * يتهافتون على ذهاب الأنفس « 1 » نصروا الحسين فيا لها من فتيةٍ * عافوا الحياة وأُلبسوا من سُندس « 2 »
مقتل أبي مخنف ( المشهور ) ، / 84 - 85 / عنه : المازندراني ، معالي السّبطين ، 2 / 19 - 20 ؛ الميانجي ، العيون العبري ، / 180
هامش
( 1 - 1 ) [ مثله في الأسرار ، / 287 ] . ( 2 ) - ودر كتاب بحر المصائب مسطور است كه : جناب زينب خاتون ( سلام اللَّه عليها ) مىفرمايد : در آن وقت كه برادرم فرزندش امام بيمار را وداع مىكرد ، آوازى از لشكر پسر سعد برخاست : « اى حسين ! از چه روى نزد زنان نشسته‌اى ؟ يا بايد بيعت كنى ويا با لب تشنه وشكم گرسنه شهيد شوى . » برادرم از شنيدن اين‌صدا بيرون‌آمد وبا اهل‌بيت وداع كرد . سوار شد وبا من خطاب فرمود : « خواهرك من ! خواهرك من ! از دنبال من بيا از دنبال من بيا تا تو را چيزى عجيب وشگفت بازنمايم . » من به فرمان وأطاعت آن امام أمم آمدم تا به نزديكى أجساد طاهره وأبدان مطهّره رسيد . » پس ندا بر كشيد : « كجاست برادرم ؟ كجاست مساعدم ؟ كجاست عباس ؟ » زينب مىفرمايد : آن حضرت برفراز جسد برادرش عباس بيامد وهمى نداى « يا أخي ! » بر آورد وفرمود : « اى برادر ! اكنون چاره‌ام اندك شد . آيا تو واين قوم به خواب باشيد وايشان گمان مىبرند كه من از ميدان قتال كنارى گرفته‌ام ؟ بر من دشوار است كه تو را بر اين زمين تافتهء غرقه به خون بنگرم . اى برادر من ! مرا تنها بگذاشتى در ميان دشمنان . » آن گاه ساعتي در پيرامون آن جسد مبارك بگريست وندا بر كشيد : « يا مسلم بن عقيل ويا هانئ بن عروة ويا حبيب بن مظاهر 1 ويا زهير بن القين ويا هلال بن نافع ويا عليّ ابن الحسين ويا فلان بن فلان . » « واى شجاعان عرصهء صفا وسواران پهنه هيجا ! چيست مرا كه نجا مىكنم شما را ومرا جواب نمىرانيد ومىخوانم شما را ونمىشنويد ؟ آيا در خواب هستيد كه اميد بيدارى را داشته باشم ؟ يا در مودّت خويش ديگرگون شده‌ايد كه به نصرت امام خويش نيستيد ؟ اينك زنان خاندان رسول هستند كه به سبب فقدان شما ، همه نزار ودلفكار مانده‌اند . آيا شما نه آنان هستيد كه به سبب من ، يعنى براي نصرت من واكتساب فيض شهادت ، زنان خويش را مطلّقه ساختيد واز خانمان خويش روى برتافتيد ؟ هم اكنون اى مردم آزاده كرام نيكو ، سر از اين خواب بر كشيد واين مردم كافر كيش بد انديش نابكار را -