وفي رواية أخرى أنّه لمّا شاهد ذلك قبل أن يقتله ، يبست يده . فلمّا أخبر ابن زياد بذلك ، دعاه واستعلم منه ذلك ، فتبسّم وقال : لمّا أردت أن تفعل خلاف عادتك ، دهشت وتخيّل لك ذلك . فأرسل ابن زياد لعنه اللَّه رجلًا غيره إلى أعلى القصر ، فلمّا أراد قتله رأى النّبيّ صلى الله عليه وآله ، قد تصوّر له ، فدهش ومات من ساعته . فأرسل ابن زياد الشّاميّ الملعون ، فقتله . رواها المجلسي رحمه الله في الجلاء .
البهبهاني ، الدّمعة السّاكبة ، 4 / 223
فظفر [ عبيداللَّه لعنة اللَّه عليه ] به ، فقتله .
الصّبّان ، إسعاف الرّاغبين ، / 205
هامش
وانگشت خود را به دندان مىكند وبه روايتي لب خويش را به دندان گرفته بود . من از آن شخص چندان ترسيدم كه به عمر خود ، از هيچ چيز مثل آن نترسيده بودم . »
ابنزياد متبسم شد وگفت : « چون بهخلاف عادت خود كار كردى ، دهشت بر تو استيلا يافته . دل بهجا آر كه هيچ باكى نيست . »
ميرخواند ، روضة الصفا ، 3 / 132 - 133
پس آن ملعون دست آن سلالهء اخيار را گرفت وبر بأم قصر برد . در اثناى راه زبان آن مقرّب اله به حمد ، ثنا ، تكبير ، تهليل ، تسبيج حق تعالى وصلوات بر سيد أنبياء وأهل بيت آن حضرت جارى بود . با حق ، زبان به مناجاة گشوده ومىگفت كه : « خداوندا تو حكم كن ميان ما وميان اين گروهى كه ما را فريب دادند ، دروغ گفتند وبه وعدهء خود وفا نكردند . »
چون آن لعين بدكردار ، آن زبدهء ابرار ونقاوهء اخيار را بر بأم قصر برآورد وشهد شهادت به كأم آن سعادتمند رسانيد ، سر وبدن شريفش را از بأم قصر به زير افكند وخود لرزان به نزد ابنزياد آمد . ابنزياد گفت : « سبب تغيير حال تو چيست ؟ »
گفت : « چون مسلم را به قتل آوردم ، مرد سياه مهيب ديدم كه در برابر من ايستاده وانگشتهاى خود را به دندان مىگزد . »
به روايت ديگر : پيش از كشتن ، اين حالت را مشاهده نمود ودستش خشك شد . چون خبر به پسر زياد رسيد ، اورا طلبيد وبعد از استعلام حال آن شقى ، تبسمي كرد وگفت : « چون مىخواستى به خلاف عادت كار بكنى ، دهشت بر تو مستولى گرديد وخيالي در نظر تو درآمد . »
پس آن ملعون ، ديگرى را بر بأم قصر فرستاد . چون أو ارادهء قتل مسلم كرد ، صورت حضرت رسالت صلى الله عليه وآله وسلم را ديد واز بيم آنحضرت زهرهاش آب شد ودر ساعت بمرد . پس ابنزياد شامىِ ملعونى را فرستاد كه به كار أو پرداخت .
مجلسي ، جلاء العيون ، / 622
وخروج مسلم در روز سهشنبه هشتم ماه ذىحجه بود وشهادت آن باسعادت ، در روز عرفه واقع شد .
مجلسي ، جلاء العيون ، / 623