تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
هامش
شجاعى دلير وشاهى دلاور از عشيرت پيغمبر است . » اين وقت ابن‌زياد ، پسر أشعث را ديگرباره پانصد تن مرد رزم‌آزماى فرستاد وپيام داد كه : « مسلم را أمان بده كه جز بر اين تقدير ، نتوانى بر وى دست يافت . » لشگريان ديگرباره نيرو يافتند وبر مسلم حمله افكندند وهمچنان مسلم چون شير غضبناك به جنگ درآمد واين شعر بگفت :« هُوَ الموتُ فاصنَعْ وَيْكَ ما أنتَ صانعٌ * فأنتَ بكأسِ الموتِ لا شكَّ جارعٌ فصبراً لأمرِ اللَّهِ جلَّ جلالُهُ * فحُكمُ قضاء اللَّهِ في الخلقِ ذائعٌ 9 »اين بگفت وتيغ در لشگر ابن زياد نهاد . آن جماعت در تنگناى سكك كوفه از بيم شمشير مسلم مىرميدند وكوس بر يكديگر مىزدند وبر زبر يكديگر مىرفتند ومسلم از قفاي ايشان مىزد ومىكشت ومىشتافت وصف مىشكافت . ابن‌اشعث چون اين بديد ، خواست مگر به دستيارى أمان اورا از پاى بنشاند . بانگ برداشت كه : « اى مسلم ! أمير تورا أمان داد ، بيهوده رزم مزن وخود را به هلاكت ميفكن . » مسلم گفت : « از براي شما در نزد من أمان نيست ، اى دشمنان خدا ودشمنان رسول خدا ! » واين اشعار را از حمران بن مالك خثعمى به ارجوزه 10 برخواند :« أقسمتُ لا اقتَلُ إلّاحُرّاً * وإن رأيتُ المَوْتَ شيئاً نُكراً أكرَهُ أن اخدَع أو اغرّا * رَدّ شُعاعِ النّفسِ فاستَقرّا 11 أو يخلِطَ البارِدُ سَخناً مُرّاً * كُلُّ امرءٍ يوماً مُلاقٍ شَرّاً 12 أضرِبُكُم ولا أخافُ ضَرّاً * فِعلَ غُلامٍ قَطُّ لَن يفِرّا وكُلُّ ذي عُذْرٍ سيلقى عُذراً * أيضاً ويَصلى في المعادِ حَرّاً 13وهمچنان حمله از پى حمله متواتر مىداشت وزخم از پس زخم متوالى مىفرمود . جماعتى را از پاى درآورد وپشت بر ديوار سراى بكر بن حمران داد ودر ايستاد . اين وقت بكر بن حمران كه از شناختگان شجعان‌بود ، از پيش روى مسلم بيرون شد وحمله‌گران افكند . مسلم نيز آهنگ أو كرد . لختى با هم بكوشيدند وبه طعنات وضربات 14 يكديگر را ممتحن داشتند . ناگاه بكر فرصتى به دست كرده ، تيغ براند ولب فرازين 15 مسلم را قطع كرد . مسلم چون شرارهء نار جستن كرد وشمشير آتش‌بار بر فرق بكر فرود آورد ، اورا به زخمى درشت هزيمت كرد وتنى ديگر را از پس أو با تيغ درگذرانيد . كار بر كوفيان سخت افتاد ومسلم را نتوانستند دفع داد . لاجرم بر بام‌ها برآمدند واز فراز بأم اورا به سنگ‌باران‌گرفتند وهمچنان بسته‌هاى نىرا آتش در زدند وبر سر أو برافشاندند . مسلم خود را از كوى به‌يك سوى كشيده وپشت بر ديوار نهاد تا از آسيب نار وضرب‌احجار كم‌تر زحمت‌بيند . پس روى با كوفيان كرد . -