تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
هامش
آن‌گاه گفت : « اىحصين بن نمير ! مادر به سوگواريت نشيند ، اگر كوى وبازار كوفه را ديدبان‌نگمارى ونگران نباشى تا اگر پسر عقيل از سرايى بيرون شود ، اورا مأخوذ دارى ودست به گردن بسته ، به نزد من آرى . من اينك تورا بر تمامت خانه‌هاى كوفه سلطنت دادم تا در همهء مراصد 8 ومعابر 9 ديدبانان 10 نصب كنى وخانه‌هاى كوفيان را يك به يك تجسس فرمايى وهيچ مغاكى 11 وزاويه‌اى را به تغافل وتسامح باز نگذارى . » پس حصين بن نمير كه از زعماى بنىتميم بود ، با جماعت شرط طريق فرمان‌گرفت وابن‌زياد ، به دار الاماره درآمد ورايتي از براي عمرو بن حريث بست واورا امارت جيش داد وآن شب را به‌پاى آورد . 1 . مناكب : صاحب منصبان ارتش در زمان بنى أمية . بدين ترتيب ناميده مىشدند : ( 1 ) مناكب : وآن‌ها دسته‌اى بودند كه تفوق بر شرطه وعريف داشتند وآن دو دسته زيردست آن‌ها بودند . ( 2 ) شرط - جمع شرطه - : خدمت‌گذاران برگزيدهء حاكم وزيردست دو طايفهء سابق بودند . ( 3 ) عرفا : جمع عريف كه نقيب هم ناميده مىشدند واز لحاظ درجه فوق شرط بودند . 2 . حارس : پاسبان ، نگهبان . 3 . غيله ( به كسر غين ) : با مكر وخديعه كسى را كشتن . 4 . توانى : سستى . 5 . چه مايه : چه مقدار . 6 . هبا : گرد وغبار ، كناية از بيهوده شدن واز بين رفتن . 7 . هدر ( بر وزن فلس وفرس ) : تباه ، از بين رفته . 8 . مراصد ، جمع مرصد : كمين‌گاه . 9 . معابر ، جمع معبر : گذرگاه . 10 . ديدبان : جاسوسى كه به اصطلاحِ اين زمان كاراگاه نامند . 11 . مغاك ( به فتح أول ) : گودال . سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 2 / 86 - 88 ابن‌زياد چون ديگر جنجال نمىشنيد ، به يارانش گفت : « بنگريد كسى از آن‌ها مانده است . » ديدند هيچ كس نيست . پيش از وقت نماز عشا به مسجد آمد وياران خود را أطراف منبر نشانيد ودستور داد جار زدند : « هر كدام از پاسبانان وكدخدايان وسردسته‌ها ومردان جنگى كه در نماز عشا حاضر نشود ، خونش مباح است . » مسجد پر از جمعيت شد ، نماز عشا را براي مردم خواند وبرخاست ، حمد خدا نمود وگفت : « اما بعد ، به راستى ابن‌عقيل كم‌خرد نادان اختلاف ودوئيتى پديد آورد كه ديديد . خون هر كس كه اورا در خانهء خود پناه دهد ، حلال است وهر كس اورا نزد ما بياورد ، ديهء أو جايزه‌اش خواهد بود . » وآن‌ها را به فرمانبردارى وملازمت آن سفارش كرد وبه حصين بن نمير ، رئيس پاسبانان دستور داد كوچه‌ها را ببندد ، خانه‌ها را بازرسى كند وأو از بنى تميم بود . كمره‌اى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 46