تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
هامش
كه دروازه‌هاى شهر را محافظت كنند كه مسلم از شهر بيرون نرود وحصين‌بن نمير را فرستاد كه در محلات وخانه‌ها ، تفحّص نمايد . مجلسي ، جلاء العيون ، / 618 آمدن ابن زياد به مسجد اما از آن سوى عبيداللَّه زياد نگريست كه نام أصحاب مسلم ، به يك بار از زبان‌ها افتاد وغلواى غوغا دفعة واحدة فرو نشست . با خود انديشيد كه تواند بود كه مسلم با أصحاب خويش مواضعه در كيد وكين من نهاده ، تا مغافصتاً بر من بتازد وغيلتاً كارى بسازد . وبيمناك بود كه دار الاماره را در بگشايد واز براي نماز ، به مسجد گرايد . لاجرم مردمِ خود را فرمان داد تا هر بيغوله وزاويه كه در مسجد بود ، فحص كردند وبا مشاعل ومصابيح به تاريكىها عبور دادند وآن‌جا كه حفره ومغاكى عميق بود ، چراغدان‌ها وقناديل افروخته مىكردند وبه دستيارى رسن فرو مىفرستادند . تا پايان ، آن ظلمت‌كده‌ها را ديدار مىكردند ومكشوف مىداشتند كه دشمنى قصدي نكرده وكمينى ننهاده . چون از اين كار بپرداختند ، ابن‌زياد را آگهى بردند ومطمئن‌خاطر ساختند . اين هنگام فرمان داد تا آن باب كه از دارالاماره به مسجد بسته بودند ، بگشادند وبا مردم خود به مسجد آمد وهنوز زماني تا وقت نماز عشا بمانده بود . پس بفرمود تا مردمان بنشستند ، وعمر بن نافع را گفت تا منادى كرد : [ سپس متن عربى را ذكر كرده است كه ما آن را در الارشاد ذكر كرديم ] درجمله ، مىآگاهاند كه : « ذمهء من برى است از عهد وپيمان مردى از سرهنگان شرط يا رزم‌آزمايان ، عرفا يا سپاه آرايان ، مناكب 1 يا سپه‌سالاران را كه نماز خفتن را در مسجد نگذارند . » ساعتي بيش وكم برنگذشت كه مسجد از أهل شهر آكنده گشت . پس عوانان وحارسان 2 را گفت تا از پشت أو درايستادند وبه حراست أو قيام نمودند تا مبادا كسى به غيله 3 بر وى حمله افكند . خطبهء ابن زياد در مسجد كوفه آن‌گاه اذان بگفتند ، پس برخاست وبا جماعت نماز گذاشت وبىتوانى 4 بر منبر صعود داد وخداى را سپاس وثنا گفت . [ سپس متن عربى را ذكر كرده است كه ما آن را در الارشاد ذكر كرديم ] گفت : « اى مردم ! نگريستيد پسر عقيل را كه مردى سفيه وجاهل بود . چه مايهء 5 خلاف وشقاق انگيخت . همانا مردى كه مسلم را در سراى أو بيابيم ، مالش هبا 6 وخونش هدر 7 است وآن كس كه مسلم را به نزد ما حاضر كند ، بهاى ديت أو ، وى را دهيم . هان اى مردم ! از خداى بترسيد وطاعت خود را دست باز مدهيد وبيعت خود را به زير پاى منهيد وخويشتن را در تهلكه ميفكنيد . »
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 320 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية