تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
هامش
در اثناى خطبه خبر به أو رسيد كه مسلم‌بن عقيل با جمعى كثير خروج كرده وفتنه‌اى عظيم روى نموده وچون صورت قضية مشاهدهء ابن‌زياد گشت ، به تعجيل تمام از منبر فرود آمده ، به دار الاماره رفت وفرمان داد تا در قصر مضبوط ساختند . ميرخواند ، روضة الصفا ، 3 / 126 - 127 وابن زياد به مسجد درآمد با اتباع وملازمان خود واشراف كوفه ، بر منبر برآمد ومردم را از تفرق ومخالفت ترسانيدند ومطيعان را به‌نوازش وبخشش اميدوار گردانيد . در اين حال ، جمعى به مسجد دويدند وخبر آوردند كه مسلم خروج كرده است ومتوجهء دارالاماره است . ابن‌زياد مضطرب گرديده ، از منبر به زير آمد وخود را به دار الاماره افكند ودرها را بر روى خود بست . مجلسي ، جلاء العيون ، / 616 اين وقت ابن‌ز ياد با خدام وشرط 1 وعوانان وبزرگان بلد ، به مسجد آمد ومردم را حاضر ساخت وبر منبر صعود داد : [ سپس متن عربى را ذكر كرده است كه ما آن را ذكر كرديم ] گفت : « اى مردم ! چنگ در طاعت خداى درزنيد وأطاعت امامان خود را واجب دانيد وتفرقهء جماعت را مياغازيد وخود را به تهلكه مىاندازيد وخويشتن را مقتول وذليل ومحروم مخواهيد . همانا برادر تو كسى است كه با تو سخن به صدق كند واز اين پس چيزى بر من نيست . » اين بگفت واز منبر به زير آمد . خروج مسلم بن عقيل بر ابن زياد اين هنگام غوغاى مردم درهم افتاد واز باب تمارين ندا در دادند كه : « مسلم‌بن عقيل با جيش خود دررسيد . » ابن‌زياد چون اين بشنيد ، تعجيل كرد وخود را به دارالاماره درانداخت وبفرمود تا أبواب دارالاماره را فرو بستند . 1 . شُرَط ( جمع شرطي ) : پاسبانان . سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 2 / 73 - 74