تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
هامش
وترجيب 3 فرستاد ودر حرم‌سراى خويش بيتي خاص مسلم ، معين فرمود وروزان وشبان در صحبت أو وقت مىگذرانيد . جماعتى از شيعيان حسين عليه السلام چون دانستند مسلم در سراى هانى بن عروه است ، در حضرت أو مختلف ومتردد گشتند . مسلم از هر يك بيعت مىگرفت وايمان مغلظه بر وى حمل مىكرد كه اين راز را مستور بدارد واز منافقين پوشيده كار كند . 1 . آسيمه : ديوانه ، شيفته ، شوريده وسراسيمه . 2 . كرياس : بالاخانه ، دربار پادشاهان وبزرگان ، خلوت‌خانهء سلطنتى واميران . 3 . ترجيب : تعظيم واحترام كردن . سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 2 / 60 - 61 مسلم آمدن عبيداللَّه وگفته‌هاى اورا شنيد واز خانهء مختار بيرون آمد وبه خانهء هانىبن عروهء مرادي رفت وبر أو وارد شد واورا خواست . هانى نزد أو بيرون شد وچون اورا ديد ، خوشش نيامد . مسلم به أو گفت : « من به تو پناهنده شدم ومهمان توام . » هانىگفت : « تكليف سختى به من كردى . اگر در خانهء من نبودى وبه من اعتماد نكرده بودى ، مىخواستم كه از من صرف‌نظر كنى ، جز آن كه عهده‌اى به گردنم آمده ، بفرماييد . » اورا جا داد وشيعه در خانهء هانى نزد أو رفت وآمد مىكردند ، ولى محرمانه وبا كمال احتياط وپنهانى از عبيداللَّه ( قب ) ومردم با أو بيعت مىكردند . تا شمارهء آن‌ها به بيست وپنج هزار مرد رسيد وتصميم بر خروج نمود وهانى گفت : « شتاب مكن . » كمره‌اى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 40