فلمّا سمع مسلم ذلك ، دخل هارباً دار هانئ بن عروة . « 1 »
القندوزي ، ينابيع المودّة ، / 335
هامش
مىگردانيدند تا زيادة از بيست هزار كس به بيعت أمير المؤمنين حسين رضي الله عنه سرافراز گشتند وبه روايتي عدد ايشان به هجده هزار رسيد . ميرخواند ، روضة الصفا ، 3 / 121 - 122
چون خبر داخل شدن آن ملعون به مسلم رسيد ، خائف گرديد واز خانهء مختار بيرون رفت ودر خانهء هانىبن عروه پنهان شد . شيعيان پنهان بهخدمت أو مىرفتند وبا أو بيعت مىكردند ، از هر كه بيعتمىگرفت ، اورا سوگند مىداد كه افشاى راز ننمايد وبيعت را از مخالفان پنهان دارد .
[ . . . ] چون ابنزياد داخل شد ، در ميان شب بهخانهء هانى انتفال نمود ، ودر پنهان از مردم بيعت مىگرفت تا آن كه بيست وپنج هزار نفر با أو بيعت كردند . چون خواست كه خروج كند ، هانى اورا مانع شد وگفت : « تعجيل مكن . »
مجلسي ، جلاء العيون ، / 611 - 612
( 1 ) - مسلم بن عقيل در سراى مختار از اين اخبار آگهى يافت ونگران بود كه اين امر مظلم را ، از كجا استضائت كند ؟ بامدادان از براي نماز حاضر نشد وچون هنگام نماز ظهر فراز آمد ، از خانه بيرون شد وبه مسجد درآمد وبه اذان ندا درداد . به نماز ايستاد واز آن چهل هزار تن وبه روايتي هشتاد هزار تن كه با أو بيعت كرده بودند ، يك تن حضور نداشت ومسلم ، وحيداً فريدا نماز بگذاشت . چون از نماز خويش فراغت جست ، غلام خويش را گفت :
« يا غلام ! ما فعل أهل هذا المصر ؟ »
« اى غلام ! بگوى : مردم اين شهر را چه افتاد ؟ وبه كجا شدند ؟ »
گفت : « اى سيد ومولاي من ! مردم اينشهر بيعت حسينرا بهزير پا نهادند ودست بهمتابعت يزيد دادند . »
مسلم چون اين كلمه بشنيد ، از در فسوس ودريغ دست بر دست زد ودانست كه ديگر در خانهء مختار أيمن نتوان نشست ويك تنه با شيعيان يزيد مقاتلت نتوان پيوست .
از مسجد بيرون شد وناشناخته در كوى وبرزن ، هايم وآسيمه 1 راه درنورديد تا به محلت « بنىخزيمه » رسيد . ناگاه خانهء شاهانه كرياس 2 ديد وكرياسى بلند أساس نگريست . مسلم بر درِ آن سراى درايستاد . ناگاه جاريهاى از خانه بيرون شد واورا گفت : « بگوى تا اين خانه كه راست ؟ »
عرض كرد : « اين سراى هانىبن عروه است . »
فرمود : « بشتاب وهانى را بگوى : مردى بر باب تورا مىطلبد ، اگر گفت آن مرد را نام چيست ؟ بگوى مسلم بن عقيل . »
جاريه برفت وبگفت وباز شتافت وعرض كرد : « اى سيد ومولاي من ! درآى ، همانا هانى عليل است . جنبش كرد تا تورا پذيره كند ، نيرو نيافت . »
مسلم در خانهء هانى
پس مسلم بهسراى هانى درآمد وهانى مقدم اورا مبارك شمرد ودر خدمت در ايستاد وفراوان ترحيب -