تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
هامش
ورزيد وشما را آلايش خذلان داد . اكنون آن آلودگى را به نصرت پسر رسول خدا بشوييد وآن كس كه از نصرت آن حضرت مسامحت آغازد ، خداوند خاندان اورا دست‌خوش ذلت سازد وعترت وعشيرت اورا از جهان براندازد . اينك من زرهء مبارزت دربر كرده‌ام وجوشن مناجزت پوشيده‌ام . بدانيد آن كس كه كشته نشود ، سرانجام جان دهد وآن كس كه بگريزد هم ، از چنگ مرگ نرهد . خداوند شما را رحمت كناد ! مرا پاسخ دهيد تا چه خواهيد گفت ؟ » نخستين بنوحنظله بانگ برداشتند وگفتند : « يا ابا خالد ! ما خدنگ‌هاى كنانهء 9 توييم ورزم آزمودگان عشيرت توييم . اگر ما را از كمان گشاد دهى ، برنشان زنيم ، واگر قتال فرمايى نصرت كنيم . چون به درياى آب وآتش زنى ، واپس نمانيم وچند كه سيلاب بلا بر تو روى كند ، روى نگردانيم . با شمشيرهاى خود به نصرت تو پردازيم وجان وتن را در پيش تو سپر سازيم . » اين وقت ، بنوسعد بن زيد ندا در دادند كه : « يا ابا خالد ! هيچ چيز را مبغوض‌تر از مخالفت تو ندانيم وبيرون فرمان تو گام نزنيم . همانا صخر بن قيس ما را به ترك قتال مأمور ساخت وهنر ما در ما مستور ماند . هم‌اكنون به كم‌تر مدتي مهلت بگذار تا با يكديگر مشاوره افكنيم وپشت وروى اين كار را نظاره كنيم وصورت حال را به عرض رسانيم . همانا ما تقاعد صخر بن قيس را كه ملقب به أحنف است ، در كتاب جمل نگاشتيم وبازنموديم كه چگونه أحنف ملازمت ركاب علي عليه السلام را دست بازداشت وقبيلهء خويش را به مقاتلت سپاه عايشه نگذاشت . » بالجملة از پس ايشان بنوعامربن تميم آغاز سخن كردند وگفتند : « يا أبا خالد ! ما فرزندان پدران توييم وخويشاوندان وهم سوگندان توييم . آن‌جا كه تو خشمگين آيى ما نيز بر كيد وكين بيفزاييم وبه هر سوى تو سفر كنى ، ما براثر آييم . حكم مر توراست . دعوت تورا حاضر اجابتيم وفرمان تورا ساختهء أطاعت . » أبو خالد گفت : « اى بنىسعد ! اگر گفتار شما با كردار شما راست آيد ، خداوند همواره شما را محفوظ بدارد ونصرت فرمايد . » پاسخ مشايخ بصره به نامهء حسين عليه السلام مع القصة ، چون أبو خالد ، مكنون خاطر آن جماعت را مكشوف داشت وبر ايشان حجت تمام كرد ، جواب نامهء حسين عليه السلام را بدين سياقت در قلم آورد : [ سپس متن عربى را ذكر كرده است كه ما آن را در تسلية المجالس ذكر كرديم ] در جمله مكشوف مىدارد كه : « يا بن رسول اللَّه ! كتاب تورا قرائت كردم وخطاب تورا بدانستم . مرا به سوى خويش خواندى وبه أطاعت خود دعوت فرمودى تا از نصرت تو نصيبه وافى مأخوذ دارم وبهرهء كافى بردارم . همانا خداوند تبارك وتعالى جهان را از عاملي كه كار به نيكويى كند ودليلي كه به راه رشاد -
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 205 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية