هامش
حوالت فرمود وهماكنون عزيمت درست كردهام كه بدانجا شوم وبرادر خويش عثمانبن زياد را به جاى خود خليفتي دادهام . فرمان اورا گوش داريد وأطاعت كنيد واز تهيج اراجيف وسخنان سخيف بپرهيزيد . سوگند با خداى اگر به من رسد كه مردى از شما أوامر ونواهى اورا مخالفت آغاز نموده ، عزيزان اورا با تيغ درمىگذرانم ونزديكان را به گناه گريختگان ودور افتادگان مأخوذ مىدارم وزنده نمىگذارم تا گاهى كه اعوجاج شما به استقامت گرايد . »
اينجمله بپرداخت واز منبر فرود آمد وبسيج راه كوفه كرده . صبحگاه ديگر ، با أهل وعشيرت وحشم وحشمت از بصره خيمه بيرون زد ووجوه مردم بصره را كه نامزد به دعوت حسين عليه السلام بودند ، ملازمت ركاب فرمود . از جمله مسلم بن عمر الباهلي ، منذر بن جارود العبدي وشريك بن الأعور الحارثي بودند ومالك بن مشيع متقاعد شد وبه وجع خاصره متعذر گشت وپيام داد كه چون از اين مرض بهبودى يابم ، از دنبال بشتابم وبا شما ملحق شوم .
1 . ممهد گشته : آماده گشته .
2 . بىتوانى : بدون آن كه از خود سستى وسهلانگارى نشان دهى .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 2 / 53 - 56
نامهء حسين عليه السلام به مشايخ بصره
اين وقت حسين عليه السلام نامهاى بدين منوال به مشايخ بصره نگاشت :
« بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم ، من الحسين بن عليّ بن أبي طالب عليهم السلام ، أمّا بعد ، فإنّ اللَّه تعالى اصطفى محمّداً صلى الله عليه وآله على جميع خلقه ، وأكرمه بنبوّته ، وحباه برسالته ، ثمّ قبضه إليه مكرّماً ، وقد نصح العباد ، وبلّغ رسالات ربّه ، وكان أهله وأصفياؤه أحقّ بمقامه من بعده . وقد تأمّر علينا قوم ، فسلّمنا ورضينا كراهة الفتنة ، وطلب العافية ، وقد بعثت إليكم بكتابي هذا وأنا أدعوكم إلى اللَّه وإلى نبيّه ، فإنّ السُّنّة قد اميتت ، فإن تجيبوا دعوتي وتطيعوا أمري أهدكم سبيل الرّشاد ، والسّلام . »
در جمله مىفرمايد : « خداوند تباركوتعالى مصطفى را بهنبوت ورسالت برگزيد ، با مردمان بذل نصيحت فرمود وابلاغ رسالت كرد . آنگاه اورا مكرماً به سوى خويش مقبوض داشت ومقام وى را بعد از وى ، اهلبيت أو أحق وأولى بودند . جماعتى بر ما غلبه كردند وحق ما را به دست گرفتند وما تا فتنه انگيخته نشود 1 وخونها ريخته نگردد ، خاموش نشستيم . اكنون اين مكتوب را به سوى شما روان مىدارم وشما را به سوى خدا ورسول خدا مىخوانم . همانا شريعت نابود گشت وسنت رسول خدا تباه شد . اگر أجابت كنيد دعوت مرا وأطاعت كنيد فرمان مرا ، شما را از طريق غوايت 2 بگردانم وبه راه راست هدايت فرمايم . »
اين نامه را به مردى كه سليمان نام داشت ومكنى به أبو رزين بود ، سپرد وبه روايت ابننما 3 به ذراع سدوسى داد وفرمان كرد كه به تعجيل طي مسافت كند وبه صناديد 4 بصره رساند . سليمان بر حسب فرمان ، -