هامش
طي طريق كرده وبه بصره آمد ومشايخ بصره مانند احنفبن قيس ، منذربن جارود ، يزيد بن مسعود نهشلى ، قيسبنهشيم وديگر بزرگان بصره ، مكتوب آن حضرت را مأخوذ داشتند ، قرائت كردند وشادمانه گشتند .
سخنان يزيد بن مسعود با مشايخ بصره
يزيد بن مسعود نهشلى ، مردم بنىتميم وجماعت بنىحنظله وگروه بنىسعد را طلب فرمود . چون همگان حاضر شدند ،
[ سپس متن عربى را ذكر كرده است كه ما آن را در تسلية المجالس ذكر كرديم ]
گفتند : « مرحبا واهلا ! سوگند با خداى ، تو پشت وپشتوان مايى وهامهء فخر وشرف ومركز عز وعلايى واز همهء گردن فرازان پيشتازى . »
يزيد بن مسعود گفت : « همانا من شما را انجمن ساختم وبا شما به محاوره ومشاوره پرداختم واز استشارت شما در امرى عظيم استعانت جستم . »
گفتند : « ما هيچ دقيقه از نصيحت فرو نگذاريم ورأى رزين تورا ، طريق سپاس سپاريم . اكنون چه خواهى ؟ بگوى تا بشنويم . »
[ سپس متن عربى را ذكر كرده است كه ما آن را در تسلية المجالس ذكر كرديم ]
گفت : « دانسته باشيد ، معاوية كه خميرمايهء ضلالت وقايد غوايت بود ، درگذشت . وچه بسيار خوار وزبون كه أو بود . اينك حبال 5 جور وجريرت بگسيخت وقواعد ظلم وستم فرو ريخت ومعاوية از آن پيش كه بميرد ، با پسرش يزيد بيعت كرد واز مردم نيز بيعت بستد . چنان دانست كه اين كار بر يزيد راست آمد واين آرزو چنان كه خواست ، شد . هيهات ! اين انديشه محال وخاربست 6 خيال بود كه جز به خواب وخيال صورت نبندد . با اين همه ، يزيدِ شرابخوارهء زناباره ، در ميان أمت دعوىدار خلافت وآرزومند امارت است وحال آن كه از حليهء حلم برى واز زينت علم عرى است 7 . سوگند با خداى كه قتال دادن با أو از جهاد كردن با مشركين در نزد خداوند ، پسنديدهتر است .
هان اى جماعت ! اينك حسينبن على پسر رسول خداست . با شرافتاصل وحصافتعقل 8 اورا افضلى است از هندسه صفت بيرون وعلمي است از جهت اندازه افزون . اورا به خلافت سلام كنيد ودست بيعت فرا دهيد كه با رسول خداى خداوند قربت وقرابت است وداناى سنن وشريعت ، صغير را عطوفت كند وكبير را ملاطفت فرمايد . چه بسيار بزرگوار است ، رعيت را رعايت أو وأمت را امامت أو . لاجرم خداوند اورا بر خلق حجت فرستاد ومواعظت اورا ابلاغ داد .
هان اى مردم ! نيك وابينيد تا كوركورانه از نور حق به يك سوى خيمه نزنيد وخويشتن را سراشيب در مغاك غوايت نيفكنيد . همانا صخر بن قيس يعنى أحنف ، در يوم جمل از ركاب أمير المؤمنين عليه السلام تقاعد -