هامش
واوّل بنىحنظله اظهار أطاعت وانقياد نمودند وبعد از ايشان ، بنىتميم اظهار رضا وخشنودى كردند . بنىسعد گفتند : « ما در اين باب تفكر نموده وآنچه رأى ما بر آن قرار يابد ، تورا اعلام خواهيم كرد . »
پس يزيد بن مسعود عريضهاى بهخدمت آنحضرت نوشت واظهار فرمانبردارى وأطاعت وجانسپارى نمود ونوشت كه : « قبايل بنىتميم ، بنىسعد وبنىحنظله را به أطاعت وانقياد شما مايل گردانيدهام وهمگى منتظر قدوم مسرّت لزوم گرديده . كمر أطاعت بر ميان بستهايم ، وهرگاه كه به اين صوب تشريف ارزانى دارى ، جاننثار مقدم شريف تو مىنماييم ومتابعت تورا بر خود لازم مىشماريم . »
چون نامهء أو به نظر شريف امام حسين عليه السلام رسيد ، اورا دعا كرد وفرمود : « خدا تورا در روز بيم أيمن گرداند واز تشنگى روز قيامت تورا رها بخشد ! »
از قضاى الهى روزى كه أو خواست كه با لشگر خود از بصره متوجه آن حضرت گردد ، خبر محنت اثر شهادت شهيدان كربلا را شنيد .
واما منذربن جارود پسنامهء حضرت را به عبيداللَّهبن زياد داد . از بيم آن كه مبادا اين نامه حيله باشد كه أو برانگيخته باشد ، براي امتحان اشراف بصره وابنزياد لعين ، فرستادهء آن حضرت را گرفت ، بر دار كشيد وبر منبر برآمد وأهل بصره را تهديد ووعيد بسيار نمود ودر روز ديگر متوجه كوفه شد .
مجلسي ، جلاء العيون ، / 609 - 611
چون اين مكاتيب به يزيد رسيد ، سرجون رومى را طلب داشت . اين سرجون در شمار عبيد معاوية بود واورا روز تا روز مورد ملاطفت داشت ، چند كه وزارت خويش بدو گذاشت . چون معاوية درگذشت ، همچنان يزيد اورا از عمل وزارت باز نكرد .
بالجملة سرجون حاضر مجلس شد . يزيد آنمكاتيبرا به أو سپرد وآغاز مشورتكرد ومصلحت جست كه سزاوار حكومت كوفه كيست تا اورا دهيم ؟ ودفع اين حادثه از وى خواهيم ؟ سرجون اصلاح اين امر ومفتاح اين باب را ، جز به خشونت خوى وشراست طبع عبيداللَّه زياد چاره ندانست . لكن چون يزيد را در اين وقت از عبيداللَّه ملالتى در خاطر بود ، ابتدأ به نام أو نكرد وبا يزيد گفت : « مرا با تو مسألتي خواهد رفت . با من بگوى اگر امروز معاوية سر از خاك بيرون كند وفرماني دهد ، تو فرمانپذير خواهى بود ؟ يا سر از فرمان بر خواهى تافت ؟ »
گفت : « البتة پذيراى فرمان شوم . »
اينوقت سرحون مكتوبى از جيب بيرون كرد وگفت : « اينك عهدنامهء معاوية است كه بدينگونه نگاشته وحكومت كوفه را به عبيداللَّه مفوض داشته ، حكومت كوفه را تو نيز به عهدهء عبيداللَّه فرماى وصلاح اين گونه وقايع را از وى بخواه . »
فرمان استاندارى كوفه به ابن زياد -