فبلغ الخبر إلى النّعمان بن بشير ، وكان هو والي الكوفة من طرف يزيد ، فقال في خطبته : احذروا مخالفة يزيد بن معاوية ، من أصبح منكم مخالفاً لقولي لأضربنّ عنقه .
ثمّ إنّ عبداللَّه الحضرمي استضعف رأي النّعمان ، أرسل إلى يزيد كتاباً يذكر فيه بيعة النّاس لمسلم ، وضعف رأي النّعمان . « 1 »
القندوزي ، ينابيع المودّة ، / 335
هامش
نامهء عبداللَّه حضرمي به يزيد بن معاوية
وعبداللَّه بن مسلم ربيعة الحضرمي ، در زمان به سوى يزيد بن معاوية بدين رقم مكتوبى در قلم آورد :
[ سپس متن عربى را ذكر كرده است كه ما آن را ذكر كرديم ]
يزيد را بياگاهانيد كه مسلم بن عقيل به كوفه درآمد واز مردم بيعت بستد تا در متابعت حسين بن علي پاى استوار كنند وهمدست وهمداستان باشند . اگر كوفه را در تحت سلطنت خويش خواهى داشت ، مردى را به حكومت فرست كه با قلب قوى وعزمي ثابت ، امر تورا انفاذ تواند داد وخصم تورا دفاع تواند كرد . همانا نعمان بن بشير مردى ضعيف ودر انظار ناس بىسنگ وخفيف است ، يا چنان وا مىنمايد كه من مردى ضعيف وناتوانم ودفع دشمن نتوانم . »
اين أول مكتوبى بود كه يزيد را به تحريض قتل سيد الشهدا رسيد . از پس أو عمر بن سعد بن وقاص وديگرى عمارة بن عقبه نيز به سوى يزيد ( عليه اللعنة ) بدين گونه نامه كردند .
1 . داهيه : مصيبت بزرگ وخطرناك . نايبه : بلا ( نايبهء عميا ) ، كناية از بلاى ناگهانى ووحشت انگيز است كه دست به گريبان شخص مىگردد .
2 . اراقت دما : خونريزى .
3 . عواصف ( جمع عاصفه ) : بادهاى تند . نهب : غارت وچپاولگرى ، يعنى : مالهاى مردم را مانند تندبادها به يغما وچپاول نبريد .
4 . قواصف ( جمع قاصفه ) : خشم وغضبهاى شديد ( رعد قاصف : شديد الصّوت ) .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 2 / 50 - 53
( 1 ) - اعلام خطر نعمان بن بشير به أهل كوفه
خبر به گوش نعمان بن بشير ، والى كوفه رسيد كه معاوية اورا گماشته ويزيد هم تمديد كرده بود . أو هم بالاى منبر رفت وحمد وثناى خدا كرد وگفت : « اما بعد ، بندگان خدا از أو بپرهيزيد وبه فتنه وجدايى شتاب نكنيد كه باعث هلاك مردان وريختن خون وچپاول أموال است . من با كسى كه به جنگم نيايد ، جنگ ندارم وبه كسى كه بر من نتازد ، نتازم ، وخوابى از شما را بيدار نكنم وبر كسى سعايت نكنم وبه گمان وتهمت مؤاخذه ننمايم . ولى اگر شما به روى من بايستيد وبيعت خود را بشكنيد وامام خود را مخالفت كنيد -