هامش
مباركاً سديداً رشيداً أميراً إماماً خليفة مهديّاً » .
ملخص سخن آن كه مأمول چنان است كه بر جناح تعجيل متوجه كوفه گشته ، پرتو التفات به حال ما اندازى ، چه ما أميري به غير از نعمان بن بشير انصارى نداريم كه تنها در قصر امارت نشسته است وهيچ كس از ما به أو اختلاط وامتزاجى ندارد ودر أعياد وجمعات از خانه بيرون مىآيد . پس اگر تو تشريف قدوم ارزانى داشته وبه اين صوب تحشم نمايى ، ما نعمان را از كوفه بيرون كنيم وبه استحضار وجمعيت لشگرها سعى نموده ، روى به شام آريم وبه دفع دشمنان تو پردازيم . همهء شيعهء تو اميدوارند كه به واسطهء حضور تو نظامى در أمور ملك وملت ، وانتظامى در حال سپاهى ورعيت پديد آيد .
چون اين مكتوب به أمير المؤمنين حسين رسيد ، با رسولان أزلا ونعم هيچ نگفت وجواب نامه نيز ننوشت وبنا بر آن كه رسولان ديرتر مراجعت مىنمودند ، اشراف ورؤساى كوفه بشر بن مسهر الصيداوي وعبد الرحمان بن عبيد الأرحبي را باز به طلب أمير المؤمنين حسين فرستادند ومصحوب ايشان پنجاه مكتوب بود كه دو دو وسه سه وچهار چهار از عظماى آن ديار ارسال نموده بودند واز عقب ايشان هم بفرمودهء كوفيان هانى بن هانى السبعى وسعيد بن عبداللَّه الخثعمي روان گشتند وهمراه آنها قيس وعمرو بن الحجاج ومحمد بن عمير بن عطارد كه در كوفه حرمت واختيار تمام داشتند ، نامهء نوشته در مصاحبت سعيد بن عبداللَّه الحنفي به مكة فرستادند واين طايفه به تقبيل بساط امامت سرافراز گشته ومكتوبات را تسليم نمودند . مضامين اين مكاتيب قريب به مضمون مكتوب نخستين بود .
چون ارسال رسل ورسايل كوفيان به سرحد افراط رسيد ، أمير المؤمنين حسين در جواب ايشان نوشت كه : « مكتوبات شما رسيد وبر مضمون كه مشحون به محبت ومودت شما بود ، نسبت به من اطلاع افتاد وطول انتظار شما كه به قدم من داريد ، معلوم گشت . بدانيد كه من در انجاح مطلوب واسعاف مقصود شما اهمال وتأخير جايز نخواهم داشت وحالا برادر وپسر عم خويش مسلم بن عقيل را به آن صوب فرستادم تا كيفيت حال وصدق مقال شما را معلوم كند . اگر بر سر حرف سابق باشيد ، با أو بيعت كنيد وأو مرا از بيعت شما اعلام دهد تا به زودى متوجه آن جانب شوم . »
در آخر صحيفة قلمي فرمود كه مسلم را يارى دهيد وجانب اورا فرو مگذاريد كه امامي كه به كتاب خداى تعالى عمل نمايد وعادل وعالم باشد ، با حاكمى كه مصدر ظلم وفسق بود ، برابر نيايد . [ . . . ]
وفرمود : « يا بن عم ! بايد كه به جانب كوفه روى ودر منزل كسى كه در محبت ما راسخدم وثابتقدم باشد ، نزول كنى ومردم را به بيعت من خوانى وخاطر ايشان را از متابعت آل ابىسفيان بگردانى . اگر بدانى كه أقوال وافعال ايشان با هم موافق است وكردار آن جماعت به گفتار ايشان مطابق ، بىتأخير وتسويف اعلام نمايى . اميدوارم كه خداوند عز وعلا مرا وتورا به درجهء شهادت رساند . »
بعد از آن مسلم را در كنار گرفت وهر دو در گريه افتاده وهم را وداع نمودند . -