تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
الخيرة في ذلك ، ثمّ طلب مسلم بن عقيل ، وأطلعه على الحال ، « 1 » وكتب معه جواب كتبهم ( 4 * ) يعدهم بالقبول ( 5 * ) ويقول ما معناه : قد نفذت إليكم ابن عمّي مسلم بن عقيل ليعرّفني ما أنتم عليه من رأي جميل . « 2 » ابن طاوس ، اللّهوف ، / 32 - 37
هامش
( 1 ) - [ زاد في بحرالعلوم والمعالي : وأمره بالمسير إلى الكوفة ] . ( 2 ) - راوي گويد : أهل كوفه كه شنيدند حسين عليه السلام به مكة رسيده واز بيعت يزيد خوددارى فرموده است ، در خانهء سليمان‌بن صرد خزاعي اجتماع نمودند . چون همگى گرد آمدند ، سليمان‌بن صرد براي سخنرانى به‌پا خاست ، ودر پايان سخنرانى چنين گفت : « اى گروه شيعه ! حتماً شنيده‌ايد كه معاوية مرده است ، به جانب پروردگار خود شتافته وبه نتيجهء كردار خود رسيده است . اكنون فرزندش يزيد به جاى أو نشسته است واين حسين بن علي است كه با أو مخالفت ورزيده وبراي اين كه از شر ستمگران خاندان ابىسفيان محفوظ بماند ، گريزان به مكة آمده است . شماييد كه شيعهء أو هستيد وپيش از اين هم افتخار شيعه‌گى پدرش را داشتيد . امروز ، حسين عليه السلام نيازمند يارى شماست . اگر مىدانيد كه ياريش خواهيد نمود وبا دشمنش خواهيد جنگيد ، پشتيبانى خود را به وسيلهء نامه به عرض برسانيد ، واگر مىترسيد كه در انجام وظيفة سستى كنيد ورشتهء كار از دست بدهيد ، چه بهتر كه مرد الهى را فريب ندهيد . » راوي گويد : مردم كوفه ، نامه‌اى بدين مضمون به حسين عليه السلام نوشتند : « به نام خداوند بخشندهء مهربان ، نامه‌اى است به حسين‌بن على أمير المؤمنين ، از سليمان‌بن صرد خزاعي ، مسيب بن نجبة ، رفاعة بن شداد ، حبيب بن مظاهر ، عبداللَّه بن وال ، وشيعيانش از مؤمنين ، سلام ما بر تو ! پس از تقديم سلام ، سپاس خداوندى را كه دشمن تو ودشمن پيشين پدرت را درهم شكست . همان دشمن ستمكار كينه‌جوى كه زمام كار اين أمت را به زور وقلدرى به دست گرفت وبيت‌المال مسلمين را غاصبانه تصرف كرد . بدون رضاى ملت بر آنان حكومت نمود واز جنايات زمان حكومتش اين كه ، نيكان اجتماع را كشت ، افراد ناپاك را نگهدارى نمود ومال خدا را به دست ستمگران وسركشان اجتماع سپرد . از رحمت خدا دور باد ! همچنان كه قوم ثمود دور شد . بارى ما را پيشوايى به جز تو نيست ، به سوى ما بشتاب . شايد خداوند به وسيلهء تو كانون حقي از ما گردآورد . نعمان‌بن بشير اكنون در كاخ فرمان‌دارى است ، ولى ما نه به نماز جمعهء أو حاضر مىشويم ونه به نماز جماعتش . در روزهاى عيد با أو همراه نيستيم واگر خبر حركت شما به ما برسد ، اورا از كوفه بيرون خواهيم كرد تا راه شام در پيش گيرد . سلام بر تو ورحمت وبركات خدا بر تو باد اى پسر پيغمبر وبر پدر بزگوارت كه پيش از تو بود ! حول وقوه‌اى به جز از رهگذر استمداد از خداى بزرگ وبزرگوار نيست . » نامهء فوق را به خدمت حضرت فرستادند ودو روز بعد جماعتى را به نمايندگى روانه كردند كه حامل -
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 143 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية