هامش
وابنزياد را آگهى دادند كه مردم اين شهر ، دو تن پسران مسلم را پوشيده مىدارند وبيرون شدن نمىگذارند . ابنزياد بفرمود تا در تمام شهر منادى كردند كه : « هر كس پسرهاى مسلم را در خانهء خويش بدارد وبه نزد من نيارد ، خانهء أو به تركتاز نهب وغارت هبا گردد وخون أو به حدود تيغ سرافشان هدر شود . »
شريح چون اين ندا بشنيد ، محمد وإبراهيم را پيش طلبيد . چون حاضر شدند ، به هاىهاى بگريست ، گفتند : « يا شريح ! اين گريه چيست ؟ »
گفت : « بدانيد كه مسلم شهيد شد واز اين سراى فانى به بهشت جاودانى آرميد . »
ايشان جامه چاك كردند وخاك بر سر پراكندند وبانگ : « وا أبتاه ، وا غربتاه » برآوردند .
شريح گفت : « اى برادرزادگان ! چندين مخروشيد وبر خون خويشتن وكيد من مكوشيد ؛ چه ابنزياد شما را مىطلبد تا در كجا بيابد وتا شما را به دست نگيرد ، نياسايد وصاحب خانه را نيز به زير پاى انتقام بفرسايد 4 . »
ايشان از بيم ابنزياد بانگ در دهن بشكستند وخاموش نشستند ، شريح گفت : « شما روشنى چشم وچراغ دل منيد . چنان رأى زدهام كه شما را به أميني بسپارم تا با خود به مدينه برد وبه خويشان بسپارد . »
پسر خود را كه أسد نام داشت ، فرمود كه : « شنيدهام كه بيرون دروازهء عراقين كاروانى به جانب مدينه مىرود . اين كودكان را به كاروان رسان وبا أميني بسپار تا به مدينه برساند . »
هر يك را پنجاه دينار زر سرخ بر ميان بست ، چون تاريكى جهان را فرو گرفت ، أسد آن كودكان را برداشت واز شهر بيرون شتافت .
وقتي رسيدند كه كاروانيان بار بسته ولختى راه درنورديده بودند . أسد نظري افكند وشبحي 5 از دور ديدار بود ، روى با پسرهاى مسلم كرد وگفت : « اين سياهى كه ديدار مىشود ، كاروانيانند . لختى در رفتن تعجيل كنيد ، خود را بديشان رسانيد . »
اين بگفت وباز شد . كودكان مسلم كه از راه وبىراه آگاه نبودند ، لختى بدويدند ومانده شدند وآثار كاروانيان را ياوه كردند 6 . هم در آن شب چند تن از كوفيان با ايشان دچار شدند وبدانستند كه اينان پسران مسلماند . پس هر دو تن را مأخوذ داشته وبه نزد ابنزياد بردند . أو فرمان كرد تا ايشان را در زندانخانه بازداشتند ومكتوبى به يزيد نگاشت كه : « اينك پسرهاى مسلم در محبس مناند تا چه فرمايى ؟ »
رهايى دادن زندانبان پسران مسلم را
اما زندانبان كه مشكور نام داشت ، از دوستداران أهل بيت بود واز آه ونالهء اين كودكان هفت هشت سأله ، غمنده 7 گشت . نشيمنى شايسته بهر ايشان بپرداخت وخورش وخوردنى حاضر ساخت وچند كه -