سوّم را خوردم از پاى افتادم وديگر چيزى نفهميدم . وقتي به هوش آمدم ديدم آن دو دختر بالاى سرم نشسته وچند تن از خادمان هر يك بدرهاى « 1 » در دست دارند . يكى از ايشان مرا گفت : أمير المؤمنين ترا سلام مىرساند ومىگويد : اين كنيزكان وأموال از آنِ تست . پس بدره ها را گرفتم وبا آن دختران به كوفه برگشتم . « 2 »
فريدنى ، برگزيدهء الأغانى ، 1 / 646 - 649
حمّاد ساختههاى خود را به قدما منسوب كرد :
محمد بن خلف وكيع به اسناد خود مرا از مفضل ضبّى چنين روايت كرد : حمّاد راويه چنان بلائي بر سر شعر آورده وآن را چنان فاسد كرده است كه هرگز اصلاح نخواهد شد . از أو پرسيدند چگونه ؟ آيا در روايت شعر اشتباه مىكند يا در سخن گفتن عربى دچار خطا ولحن مىشود ؟ مفضل گفت : اى كاش چنين بود ! زيرا در اين صورت أهل علم خطاى اورا اصلاح مىكردند . ليكن أو به لغات ولهجه ها واشعار عرب عالم است ومذاهب ومعاني وسبكهاى شعر را خوب مىشناسد ومرتباً شعرهايى شبيه به سبك وشيوهء شاعران ديگر مىسازد ووارد اشعار ايشان مىكند واز زبان أو در آفاق مشهور مىگردد « 3 » . در نتيجة اشعار قدما با كلام حمّاد مخلوط مىشود وجز عالم نكته سنج ونقاد نمىتواند آنها را از هم سوا كند . ولى چنين عالمي كجا پيدا مىشود ؟
فرمان مهدى عباسى در ابطال روايت حمّاد :
رضوان بن أحمد صيدلانى « 4 » به اسناد خويش ونيز عبداللَّه بن مالك وسعيد بن سَلْم « 5 »
هامش
( 1 ) - بَدْره : بر وزن بنده ، كيسهاى محتوى ده هزار درهم است .
( 2 ) - [ اين روايت در كتاب وفيات الأعيان ، 2 / 207 - 209 نقل شده است ، واين يك نمونه از وضع حرم واندرون وزندگى خصوصي خلفا ورجال دولت عرب است ] .
( 3 ) - همين اخبار است كه صحّت واصالت سبعه معلقه وساير اشعار جاهلي را مورد شك قرار مىدهد .
( 4 ) - صيدلانى : دارو فروش .
( 5 ) - شايد اين شخص أبو عمرو سعيد بن سَلْم باهلى معاصر عبداللَّه بن مالك خزاعي است ( حواشي الأغانى ، 6 / 89 ) .