تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 637

مساهمون:

ص٦٣٧
پس در دو كتاب قريش وثقيف نظر كردم . وقتي در شام نزد وليد بار يافتم از اشعار شاعران قبيله بَلىّ سؤال نمود ، ومن اشعارى از ايشان روايت كردم كه مورد پسند أو افتاد . بعد از من خواست شعري دربارهء شراب براي أو انشاد كنم - وجمعى از أعيان أهل شام پيش أو بودند - من ابيات را خواندم :
إصْبَح القَوْمَ قَهْوَة « 1 » * في أباريقِ تُحْتَذى « 2 » من كُمَيت « 3 » مدامة « 4 » * حبّذا تلكَ حبّذا يترك الأُذنَ شُرْبها * أُرْجُواناً « 5 » بها خُذا
« اين قوم را شراب صبوحى بده ، در ابريقهايى كه برابر هم گذاشته شده است » « از آن شراب آلبالويى رنگ ( كميت ) چه خوشست آن شراب چه خوشست ! » « نوشيدن آن گوش را به رنگ ارغوان درمىآورد ، آن را از دست مگذار » وليد گفت : اين ابيات را دوباره بخوان ومن مكرّر نمودم . پس به خدمتكاران خود فرمود : گوش همهء اين حاضران را بگيريد . بعد براي ما شراب آوردند وآنقدر به ما خوراندند كه از خود بىخود شديم ونفهميديم چه وقت ما را از آنجا بردند . خادمان ما را بر دوش كشيده در مهمانسرا روى زمين افكندند وتا گرمى آفتاب ما را بيدار نكرد همانجا در خواب بوديم . وقتي از جاى بلند مىشديم شيخى از أعيان شام مرا دشنام مىداد ومىگفت : خدا ترا چنين وچنان كند . اين بلا را تو بر سر ما آوردى . فريدنى ، برگزيدهء الأغانى ، 1 / 655 - 656 ، 660 - 661
هامش
( 1 ) - قَهْوَه : شراب . شراب را قهوه گفتند چون شرابخوار را « يُقْهِى عن الطّعام » يعنى اشتهايش را به طعام كم مىكند . ( 2 ) - حَذْو : مقابل . احْتذى : از باب افتعال يعنى مقابل شد . ( 3 ) - كُمَيت : به صيغهء تصغير يعنى شرابى به رنگ سُرخ سير كه مايل به سياهى باشد ، يا اسبى به همين رنگ . ( 4 ) - مُدام : شراب . ( 5 ) - أرجوان : به ضمّ همزه وجيم معرب ارغوان است .
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 637 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية