وكيف تتنكّب سكينة من سنن جدّها الرّسول صلى الله عليه وآله ، وتعاليم خليفته أمير المؤمنين عليه السلام ، وهي المتربِّية في بيت أخيها الإمام زين العابدين وابنه الباقر عليهما السلام والمتأدّبة بالآداب الالهيّة ، وهي بعين رعايتهم ولكن الرّواة أبوا إلّاالاسترسال ، وتشويه تلك السّمعة الطّيّبة بما شاء لهم الهوى .
وعلى هذا ، فاعرف حديث اجتماع الشّعراء معها فيما رواه مصعب الزّبيريّ العدوّ لبني هاشم ولا تذهب بك الظّنون أيّها الحاذق الفطن .
« ولئن اتّبعت أهواءهم بعد الّذي جاءك من العلم ما لك من اللَّه من وليّ ولا نصير » البقرة / 120 . « 1 »
المقرّم ، السّيّدة سكينة ، / 94 - 95 ، 98 - 100
هامش
( 1 ) - حال بر آن كه مبرد وابنقتيبه اين مجلس مشاعره را نزد عبد الملك مروان دانستهاند . ويا ابنكثير اين جمع شعرا را كه عبارت از فرزدق ، جرير ، عمر بن ابىربيعه واحوص بودند ، در حضور عمر بن عبد العزيز برشمرده است .
به هر حال ، اين شاعران يا نزد عبد الملك بودهاند ويا عمر بن عبد العزيز ؛ اما أبو الفرج آن را متوجّه بانو سكينه نموده است ؛ به اين قصد كه شرف وعزت خاندان رسالت وامامت را به بازى گيرد وبه سراى شهامت وعفت وخانهء حجاب وغيرت ، انگ خدشه وناپاكى بچسباند . أو گمان نموده است كه اين دروغپردازىها حتى در اعصار درخشان بحث وكنكاش پنهان مىماند . حال آن كه راوي موثق أو در اين حديث ، مداينى مىباشد كه علماى سنت سخنانش را مخدوش وبىاعتبار مىدانند .
مطلب ديگرى كه دالّ بر كذب اين خبر است آن كه أبو الفرج در كتاب خود متعرض يك بيت شعر أدبي وعرفانى براي سكينه خاتون نشده است واگر - به گمان أو - اين بانو از قوهء نقد وانتقاد شعر شاعران برخوردار بود ، اشعار بسيارى از وى ثبت مىگشت - همانگونه كه از مردان وزنانى ثبت شده است - وأبو الفرج در كتاب خويش ، كه مجموعهء اينگونه اشعار است ، آنها را درج مىساخت .
مجلس ضيافت !
ما نمىدانيم اين خانهاى كه بانو سكينه براي ضيافت وميهمانى أهل أدب گشوده بود ، در چه هنگام قرار داشته است ؟ آيا به توهّم اينان در زمان شوهرانش بوده است ، كه آنان راضى به شركت أو در مجلس مردان أجنبي باشند ؟ آيا آن اديبان مالي به بانو مىدادند تا در پذيرايىشان بكوشد ؟ ويا از دارايى خاص خود - كه تاريخ اصلًا آن را ثبت نكرده - مجالس ميهمانى برپا مىساخته وشاعران را جوايزى مىبخشيده است ؟
و