نويسنده مىگويد :
احوص كيست ؟
شرح حال أو در كتاب اغانى ج 4 صفحهء 411 تا 440 آمده است :
نامش عبداللَّه فرزند محمد بن عبداللَّه بن عاصم بن ثابت بن أبي الأفلح ، نسب أو به عوف بن مالك بن أوس از أنصار مىرسد . وبه خاطر تنگى ونقصى كه در انتهاى چشمانش داشت به احوص شهرت يافت ، زيرا عرب نقص در چشم را حَوَص گويند .
أبو الفرج صاحب اغانى دربارهء جدّ أو چنين مىگويد :
جدّ أو عاصم از أصحاب حضرت رسول صلى الله عليه وآله بود ، وآن حضرت بعد از واقعهء أحد اورا نزد مشركان فرستاد ، ومشركان اورا در محلّى به نام الرّجيع كشتند . وگفته شده زنبوران روى بدن أو نشستند كه مانع شوند كه مشركان سر اورا از تن جدا كنند ، وبه خاطر اين احوص را الخبيث بن الطّيِّب مىگفتند . « 1 »
نظر أبو الفرج راجع به أو :
زبير از قول محمد بن سلّام مىگويد : احوص وابن قيس رُقيّات « 2 » نصيب جميل بن معمر طبقهء ششم از شعراء اسلام هستند ، ومحمد بن سلّام احوص را بعد از ابن قيس ونصيب قرار مىدهد .
أبو الفرج در مورد أو مىگويد : اگر به واسطهء رفتار واخلاق پست وخواركنندهاش
هامش
( 1 ) - [ الأغانى ( ط دار احياء التراث العربي ) ، 4 / 411 - 413 ]
( 2 ) - [ ابن قيس الرّقيّات ، عبيداللَّه بن قيس بن شريح بن مالك قرشي ( ف در حدود 85 ه ) .
از بنى عامر بن لؤي وشاعر قريش در عهد أموي بود ، در مدينه سكونت داشت وبه رقّه رفت وآمد مىكرد ، در لشكر مصعب بن زبير با عبد الملك بن مروان جنگيد ، وبعد از كشته شدن أو برادرش عبداللَّه به كوفه وسپس به دمشق رفت . در دمشق عبداللَّه بن جعفر بن ابىطالب به أو پناه داد واورا از خشم عبد الملك أيمن ساخت . وى در شام ماند وزندگى را همان جا بدرود كرد . چون به سه زن به نام رقيه تغزل مىكرد اورا رقيات لقب دادند . بيشتر اشعار أو در تغزل ونسيب وفخر وحماسه است .
برگزيدهء الأغانى ، 1 / 701 ]