تدّعي حواري الرّسول تكذّباً * وأنتَ لوَرْدان الحمير سَليل
ولولا سِعاياتُ بآلِ محمّدٍ * لألفي أبوكَ العبد وهو ذليل
ولكنّه باعَ القليل بدينه * فطالَ له وسطُ الجحيم عويل
فنالَ به مالًا وجاهاً ومنكحاً * وذلك خِزْيٌ في المعادِ طويل « 1 »
أبو الفرج ، مقاتل الطّالبيّين ، / 314 - 318
هامش
( 1 ) - عبداللَّه بن مصعب زبيرىّ ( كه يكى از دشمنان علي عليه السلام بود ) به هارون گزارش داد كه يحيى بن عبداللَّه از أو خواسته تا بر عليه هارون با وى براي خلافت بيعت كند ، هارون يحيى را براي مناظره با عبداللَّه طلبيد وآنها را روبرو كرد ، عبداللَّه در حضور هارون همان سخنان را تكرار كرده گفت : آرى اى أمير المؤمنين همين مرد مرا به بيعت با خويش دعوت كرد .
يحيى گفت : اى أمير المؤمنين ! آيا سخن اين مرد را باور مىكنى وأو را خير خواه خود مىدانى با اينكه أو فرزند عبداللَّه زبير است وأو همان كسى است كه پدرت وفرزندانش را در شِعْب حبس كرد وآنها را به آتش كشيد تا بالآخرة أبو عبداللَّه جدلى دوست علىّ بن ابىطالب عليه السلام آنها را از آن مهلكه نجات داد .
وأو همان كسى است كه چهل هفتهء تمام روزهاى جمعه هنگام ايراد خطبه بر رسول خدا صلى الله عليه وآله درود نمىفرستاد تا اينكه مردم بر أو شورش كردند وأو در پاسخ مردم گفت : رسول خدا خاندان بدى دارد كه هرگاه من نام اورا ببرم وبر أو درود فرستم گردنهاى خود را مىكشند وسرفرازى مىكنند وشادمان مىشوند ومن دوست نمىدارم كه ديدههاى آنها را با ذكر نام آن حضرت روشن سازم .
واو همان كسى است كه با عبداللَّه بن عباس آن رفتار را كرد كه بر كسى پوشيده نيست تا آنجا كه روزى گاوى را سر بريدند وجگر آن گاو را ديدند كه پاره پاره شده ، علي بن عبداللَّه بن عباس به پدرش گفت : پدر جان جگر اين گاو را ببين چگونه است !
ابن عباس رو به فرزندش كرده وگفت : پسر جان ! عبداللَّه بن زبير جگر پدرت را اينگونه پاره پاره كرده ، وپس از اين جريان همان ابن زبير أو را به طائف تبعيد كرد ودر همانجا مرگش فرا رسيد وهنگام مرگ به فرزندش على گفت : پسر جان ! پس از من خود را به نزد قوم خود - فرزندان عبد مناف - به شام برسان ، ودر شهري كه ابن زبير حكومت مىكند توقف نكن . وبا اين ترتيب مصاحبت يزيد بن معاوية را براي پسرش بر مصاحبت عبداللَّه بن زبير ترجيح داد .
وبه خدا سوگند اى أمير المؤمنين ! دشمنى اين مرد با همگى ما يكسان است . ولى اكنون با اين سخنان به پشتيبانى تو بر من نيرو گرفته ومرا پيش تو ناتوان كرده وبدينوسيله به درگاه تو تقرّب جسته تا به دستيارى تو مقصود خود را انجام دهد ، چون با پشتيبانى تو كسى را بر أو نيروئى نيست ، وبراي تو شايسته